تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 842

مساهمون:

ص٨٤٢
بهزيمت شدن - شكست خوردن 645 به زارى زار گريستن 145 به زنى كردن - به زنى گرفتن ، تزويج كردن 71 به سلف دادن - پيش‌فروش كردن 444 به سر كار كردن - بكارى گماشتن 441 به شيرينى خوردن - به لذت خوردن 439 به عسسى با ياء مصدرى - عسس‌وار به عجز برآوردن - تظاهر به عجز كردن 147 به فال گرفتن - به فال نيك گرفتن 585 به كرا گرفتن - كرايه كردن 696 به كرا گرفتن ( خانه ) - خانه كرايه كردن 105 به كار داشتن - به شغل عمل گماردن 499 به مهمان خود آوردن ( كسى را ) - كسى را مهمان كردن 610 به مفاجا رفتن - مردن ناگهانى 317 بهم برآمدن ( خلق ) - غوغا و بهم ريختن 219 به مهمان رفتن - به مهمانى رفتن ، مهمان شدن 67 به ناواجب ستدن - به ناحق گرفتن 574 به وجه - به عنوان 122 بىانديشگى - بىعقلى . بىاهلان - نااهلان 713 بىاهلى - نااهلى 391 بياعى - فروشندگى 363 بىبرگى - فقر 414 بىباك - بىرحم ، بىشفقت 630 بىپاسخ و نافرجام گوى - بىپاسخ به معنى نافرمان و توسن است 23 بىتو صبر نتواند كرد 563 بىحشمت - بىمحابا 566 بيدادى - ظلم 356 بيدار شدن - بيدار ماندن 588 بيرون - جز 688 - 721 - 739 بيرون از آنكه - علاوه بر آنكه ، غير از آنكه 243 بيرون آمدن - خروج كردن به دعوى 228 بيستگانى - مواجب لشكريان 291 بيش - ديگر 51 - 89 - 145 - 185 - 189 - 650 - 688 بىعاقبت - بىسرانجام ، بدسرانجام و عاقبت نينديش 103 بىغايله بودن - شايد مترادف ابله باشد 327 بىغرض - بىحصول غرض 544 - 587 بىنامى - بدنامى 732 بىنام - بىعار 674 بىنفسى - بىبندوبارى 99