تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 839

مساهمون:

ص٨٣٩
باور داشتن - تصديق كردن ، گرويدن 206 222 بپرسيدن - احوالپرسى كردن 141 بت برنجين 605 به تكليف دادن - به تعارف و به زور دادن 108 بحاصل كردن 82 - 104 - 430 بحاصل آمدن 295 - 426 - 450 بحاصل شدن 146 بحر پنج شاخ - كنايه از دست است 194 بخر « 1 » به فتح اول و سكون دوم - بوى بد دهان 36 بخرج شدن - خرج برداشتن 178 بخرج كردن 107 - 117 - 147 - 155 - 157 بخرج كردن ( بصرفه ) - با اقتصاد خرج كردن 245 به خود بازآمدن - بيدار شدن ، تنبه 487 - 488 به خود قبول كردن - به ميل و رغبت قبول - كردن 222 بداصل « 2 » - نااهل 609 - 618 - 619 بددل - ترسو 628 بددلى - ترسوئى 628 بددلان - ترسويان 17 بددينى 504 بدرقه دادن - همراه كردن محافظ 545 بدست آوردن ( كسى را ) - رام كردن 431 بدست كردن - به دست آوردن 142 بدل زدن به فتح اول و دوم - بدل كردن 356 بدمردان - نامردان 403 بر آتش نشاندن ( كسى را ) - غضبناك كردن 431 برآمدن - بالغ شدن ، رسيدن 592 برآمدن ( كار ) - كفايت شدن 541 برآويختن ( باكسى ) 12 براستاى من است - در حق من است 420 برانگيختن - اخراج كردن . بيرون بردن 189 برايا - مردم 489 بر باد نشاندن - مشتاق كردن و برانگيختن و وسوسه كردن 64 بر باد نشاندن ( خاك را ) - تباه كردن ، و از ميان بردن آن 422 بر باطل بودن 215 برح به فتح اول و سكون دوم - سختى و گزند و بدى 73 برخاستن ستر و عصمت « 3 » 213
هامش
( 1 ) -چو شيران ابخر و شيرويه نامش( نظامى ) ( 2 ) -مىآزاده پديد آرد از بد اصل( رودكى ) ( 3 ) -نبود خير دران خانه كه عصمت نبود( حافظ )