تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 837

مساهمون:

ص٨٣٧
الباب جمع لب به ضم اول و تشديد ثانى - عقول 195 التجا ساختن ( به كسى ) - پناه بردن 569 الزام كردن - مجبور كردن 220 اماثل جمع امثل - مشابه ، برتر ، برگزيده 99 - 193 امانت جان به جان آفرين تسليم كردن « 1 » 136 امتداح - ستودن 134 امروزينه 742 امضاء - به امضا 579 امل فسيح 222 امهال به كسر اول - زمان دادن و تأخير كردن و نرمى و آهستگى كردن 628 امير حرس - ميرغضب مفرد آن حرسى به تشديد آخر است 394 - 395 - 396 - 397 - 398 - 400 اناف به فتح اول جمع انف - بينى 136 انام - مخلوقات اعم از جن و انس . اسم جمع است انباغ - هوو 730 انتظار كردن - منتظر بودن 106 - 277 انتظار كردن ( كسى را ) 248 انجاح به كسر اول - روا كردن و روا شدن حاجت 286 اندام نعيم - اندام زيبا و متناسب 139 اند هزار - چند هزار 555 انديشه داشتن - مراقبت كردن 674 انديشه‌مند شدن - هراسان شدن 171 انصاف دادن - محق بودن ، راست گفتن 628 انفت به فتح اول و دوم و سوم - ننگ و عار 136 انگشت بر نمك زدن - نان و نمك خوردن 65 انگشت بر نمك كس زدن - نان و نمك خوردن با كسى به قصد تيمن و تبرك صاحب خوان 435 انگشت به كسر دوم - ذغال 128 - 547 انوار جمع نور به فتح اول - شكوفه 562 انواع‌ها ، از جنس منازل‌ها ، رياحين‌ها 427 انها به كسر اول - آگاه كردن ، پيغام رساندن 105 - 110 - 297 - 544 ايقاظ به كسر اول - از خواب بيدار كردن 319 اوام - وام 261 - 275 - 407 - 429 - 595 اوانى به فتح اول جمع آنيه . جج اناء - ظرف 406 اوباش جمع و بش - فرومايگان ، بىسر و پايان 212 اوقاف 633 اولىتر 105 - 164 - 191 اهل كتاب - موحد 495
هامش
( 1 ) - نظير :اين جان عاريت كه به حافظ سپرده‌اند * روزى رخش ببينم و تسليم وى كنم