الباب جمع لب به ضم اول و تشديد ثانى - عقول 195
التجا ساختن ( به كسى ) - پناه بردن 569
الزام كردن - مجبور كردن 220
اماثل جمع امثل - مشابه ، برتر ، برگزيده 99 - 193
امانت جان به جان آفرين تسليم كردن « 1 » 136
امتداح - ستودن 134
امروزينه 742
امضاء - به امضا 579
امل فسيح 222
امهال به كسر اول - زمان دادن و تأخير كردن و نرمى و آهستگى كردن 628
امير حرس - ميرغضب مفرد آن حرسى به تشديد آخر است 394 - 395 - 396 - 397 - 398 - 400
اناف به فتح اول جمع انف - بينى 136
انام - مخلوقات اعم از جن و انس . اسم جمع است
انباغ - هوو 730
انتظار كردن - منتظر بودن 106 - 277
انتظار كردن ( كسى را ) 248
انجاح به كسر اول - روا كردن و روا شدن حاجت 286
اندام نعيم - اندام زيبا و متناسب 139
اند هزار - چند هزار 555
انديشه داشتن - مراقبت كردن 674
انديشهمند شدن - هراسان شدن 171
انصاف دادن - محق بودن ، راست گفتن 628
انفت به فتح اول و دوم و سوم - ننگ و عار 136
انگشت بر نمك زدن - نان و نمك خوردن 65
انگشت بر نمك كس زدن - نان و نمك خوردن با كسى به قصد تيمن و تبرك صاحب خوان 435
انگشت به كسر دوم - ذغال 128 - 547
انوار جمع نور به فتح اول - شكوفه 562
انواعها ، از جنس منازلها ، رياحينها 427
انها به كسر اول - آگاه كردن ، پيغام رساندن 105 - 110 - 297 - 544
ايقاظ به كسر اول - از خواب بيدار كردن 319
اوام - وام 261 - 275 - 407 - 429 - 595
اوانى به فتح اول جمع آنيه . جج اناء - ظرف 406
اوباش جمع و بش - فرومايگان ، بىسر و پايان 212
اوقاف 633
اولىتر 105 - 164 - 191
اهل كتاب - موحد 495
هامش
( 1 ) - نظير :اين جان عاريت كه به حافظ سپردهاند * روزى رخش ببينم و تسليم وى كنم