اياره - ياره به معنى دستبند و طوق 169
ايستادن ( بجاى چيزى ) - جاى چيزى را گرفتن و كفايت كردن 254 - 255
ايستادن ( در چيزى ) - اقدام كردن 91
ايستادن ، فعل متعدى 223
« ب »
بأس - بيم عذاب و سختى
بابت بودن - لايق و درخور بودن 669
با پيش آمدن - به پيش آمدن 150
باجمال - زيبا 715
باد دست - دست بباد ، ولخرج 313
بادسارى - سبكى ، سربهوائى ، احمقى 135
بارده مونث بارد - سرد و بىمزه
باربند عقل 639
بار گرفتن - حامله شدن 525
بارى ( من بارى هرگز بدين قضا رضا ندهم ) 578
بازار نخاس برده - بازار بردهفروشان 561
باز افگندن تدبر - منصرف شدن 699
بازپرداختن - فارغ شدن 461
باز جاى نهادن - بجاى خود گذاشتن 435
باز خانه رفتن - بسوى خانه رفتن 19
باز خانه آمدن 187
بازخانه 745
بازداشتن - متوقف كردن 701 و توقيف - كردن 573
بازداشتن ( ريش ) - موجب سرباز كردن ريش و دمل شدن 254
بازكردن - فاش كردن 147
بازكردن ( از چيزى ) - كندن 266
بازكردن ( ميوه از درخت ) - چيدن و كندن 414
بازكردن - كندن و درآوردن 463
بازگرديدن « به كسى » - تبعيت كردن از خوى كسى ، رجوع كردن 697
بازگرفتن « باژ » - خوددارى از پرداخت باج 543 - 544
بازگزاردن « كار » - ضبط و اداره 573
بازى دادن - فريب دادن 742
بازيچه انگيختن - بازى درآوردن و حيله - گرى كردن 449
باژ - باج 543
باقى مراد شماست - باقى ميل شماست ، اختيار با شماست 592
با قامت رساندن - بجاى آوردن 241
بامداد زود - بامداد پگاه 266
باهم بودن - رابطه نامشروع داشتن 516