اسباب - دارايى 377
استبصار - شناسائى ، بينادلى
استحضار - آگاهى ، يادآورى
احضار - فراخواندن ، حاضر آوردن 403
استخراج اموال - مطالبه خراج و ماليات ، نوعى اصطلاح ديوانى و دولتى است و نيز در معنى طلب كردن مال از دشمنان و طاغيان و ياغيان - 174 - 404
استخلاص - گشودن و فتح كردن و تصرف و تسخير - 59 - 300 - 328
استخوان كژ ( خلقت زنان ) 663
اعمار به فتح اول جمع عمر - 458
استدراج ( مقام استدراج ) - جائى كه خرق عادت فاسقان و كافران صادر شود 522
استدعا كردن ( به خود » ) كنايه . . . 648
استدعا كردن - فراخواندن و دعوت كردن 54 - 65 - 69 - 70 - 214 - 715
استدعا كردن ( به خود ) - طلب كردن و خواستن 675 .
استسرار - پنهان شدن و پنهان كردن و پنهانكارى . بر سبيل استسرار - پنهانى 103 - 146
استسقا - تشنگى
استره بصنم اول و ثالث - موى تراش
استظهار - مال ، دارائى 239
استظهار - مكنت و پشتگرمى 302
استعارت - رمز و كنايه 365
استعداد - آمادگى و سازوبرگ 556
استعداد تماشا - برگ و ساز گردش و طرب 473
استعداد جنگ - تجهيز و آمادگى جنگ 299
استعداد حرب ساختن - آماده جنگ شدن 61
استعداد ساختن - آماده شدن ، برگ و ساز فراهم كردن 304 - 470
استعطاف - مهربانى 710
استماع كردن - قبول كردن ، شنيدن 440
استيجاب - مستحق و سزاوار چيزى - شدن 162
استيناس يافتن - آرام يافتن ، انس - كردن 85
اسنان به فتح اول جمع سن - دندان 551
استيصال - برانداختن 60
استيلا آوردن - مستولى شدن 472
اسمار به فتح اول جمع سمر - افسانه 85
اشراف بكسر اول - از بالا به زير نگريستن 439
اشغال به فتح اول ، جمع شغل - گرفتارى 75
اشكارى - شكارى 157
اشهار به كسر اول - معروف كردن 501
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 835
مساهمون: سديد الدين محمد عوفى
ص٨٣٥