تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 834

مساهمون:

ص٨٣٤
« گفت يوسف مر جوان‌مردان خويش را ، بكنيد آخريان ايشان اندر بارهاى ايشان » ترجمهء تفسير طبرى ج 3 ص 749 و نيز - المصادر زوزنى ذيل الكساء و تعليقات آن ص 433 - تعليقات ديوان كمال الدين اسمعيل مصحح هم‌كار گرامى دكتر حسين بحر العلومى
چون مىدهى مرا تو عطاهاى به گزين * جز به‌گزين چه آرمت از اخريان شكر
ديوان كمال اسمعيل بيت 1452 ادب - رسم و آيين 718 ادب خوردن - مجازات ديدن 399 ادرار - وظيفه و مقررى و اجرى 493
مرا در نظاميه ادرار بود * شب و روز تلقين و تكرار بود
سعدى ادراك ( وقت - ) - هنگام برداشت محصول 174 ادوار جمع دور - گرديدن و گردش ادهم اسب سياه ، ستور سياه رنگ 356 ارباب تأويل - مفسران 559 ارباع به فتح اول جمع ربع به فتح اول - منزل ، محله ، جاى فرود آمدن 529 ارتفاع آفتاب - بالا آمدن آفتاب . 337 ارتفاع ولايت - محصول و برداشت محصول ولايت 60 ارزانى بودن - مستحق بودن 98 ارزيرگر به فتح اول - قلعى ساز از آن روز باز - از آن روز به اين طرف 403 از پس - در پس 627 از حال بگشتن روى - خشم و تغير و تغيير حالت و رنگ 692 از خانه كشيدن ( كسى را ) - كسى را به زور از خانه بيرون كشيدن 431 از خواب درآمدن - از خواب پريدن 445 از خود رخصت يافتن - راضى شدن ( از خود رخصت نيافتم - دلم نيامد ) 402 از خويشتن شدن - بىهوش شدن 405 از راه تعجب - شگفتا كه 476 ( در وقت پدر من مردى از عرب آمده بود و مورچگان آورده بود از راه تعجب ايشان سنگ سوراخ مىكردند ) از راه كسى درآمدن - به ضعف كسى پى - بردن و نقطهء ضعف كسى را به دست آوردن 522 از سر - دوباره 471 از سر چيزى برخاستن - ترك كردن و منصرف شدن 70
وعدهء وصل تو كو كز سر جان برخيزم * وز سر خواجگى كون و مكان سر خيزم
حافظ از كار بازكردن - معزول كردن 440 از كى باز - از آن‌گه باز و از آن روز به اين طرف و از چه وقت به اين طرف 342 اساءت - بدى 609
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 834 | سديد الدين محمد عوفى / امير بانو مصفا ( كريمى )