تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 831

مساهمون:

ص٨٣١
من اردان الملوك 409
نعم ساهر قد كابد الليل . . .
تا آخر شعر 521 : بلى شب زنده‌دارى است كه از طول شب رنج مىبرد و شيفته است به معشوق شيفته‌اى كه چشمان آن دو بخواب نرفته است . نضر الله وجه الملك بلقائه . . . 454 خداى روى پادشاهى را به ديدار او خرم گرداناد و علم دين را به مكان او نصرت دهاد .
وسائلك الاقصى . . .
تا آخر بيت 85 خواهندهء تو كه دور از تست وسيله‌اش آرزوست ، جائى كه دسترسى خواهندگان به وسائل كوتاه و محدود است .
و كدت اطير من شوق اليكم . . .
تا آخر بيت 745 : نزديك بود كه از شوق بسوى شما پرواز كنم اما چگونه طائر بال‌شكسته توان پرواز دارد .
و لو لم الق غيرك فى . . .
تا آخر بيت 63 : اگر درين سفر ( به غربت آمدن ) غير ترا هم ملاقات نمىكردم بازديدن تو برايم بهره‌اى تمام بود .
و مهابة ممزوجة بمروءة . . .
تا آخر بيت 578 : درو مهابتى است كه به جوانمردى آميخته است و نيكان و بدان مطيع آن مهابت شده‌اند . يا بنى ان اردت المهابة . . . 165 يا بنى و اياك الطمع 83
يا ليل هل من ساهر فيك . . .
تا آخر شعر 520 : اى شب آيا شب زنده - دارى در تو بيدار است كه محبوبش را دوست بدارد و آن محبوب محل ملاقاتشان را ترك نكند ؟ يا من نراه مجدلا فوق . . . 539 : اى آنكه او را بر زمين افكنده مىبينم آيا كافر نعمتى جز آنچه مىبينى چيز ديگرى را هم سبب مىشود ؟