تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
و نكنى « 1 » . و السلام « 2 » .

[ در چگونگى معرفت ابن العتيق ، نديم جاهل عبد الملك مروان به فرارسيدن زمستان ]

حكايت ( 10 ) شعبى « 3 » گويد كه : روزى پيش عبد الملك مروان بودم « 4 » از حاضران مجلس « 5 » پرسيد « 6 » كه « 7 » فصل زمستان كى در خواهد آمد ؟ و عبد الملك « 8 » را نديمى بود كه او را ابن العتيق « 9 » خواندندى و بغايت احمق و جاهل بود « 10 » ، و عبد الملك به سبب « 11 » سليم‌دلى و « 12 » حماقت با وى نيك بودى « 13 » . پس عبد الملك ابن العتيق را گفت : تو « 14 » بر معرفت تقويم و حساب آن « 15 » دانى ؟ گفت يا امير المؤمنين به نزديك من شماريست كه بيان آن ظاهرتر « 16 » و مكشوف‌ترست « 17 » . گفت : آن كدام است « 18 » ؟ گفت : بر « 19 » در كوى « 20 » ما بقالى است « 21 » ، هرگاه « 22 » او را ببينم « 23 » كه « 24 » گزر « 25 » فروشد « 26 » بدانم كه زمستان آمد .
هامش
( 1 ) - متن و مج و بنياد + تا من هشيار شوم و چه حكم كنم بكنى ( 2 ) - مپ 2 و مج و بنياد - و السلام ( 3 ) - مپ 2 و مج + مىگويد ( 4 ) - مج : بوديم ( 5 ) - مپ 2 - از حاضران مجلس ( 6 ) - مپ 2 : فرمود ( 7 ) - مج - كه ( 8 ) - مپ 2 : او ( 9 ) - بنياد : ابن العنق ( 10 ) - مج - بود ( 11 ) - مج : از ( 12 ) - متن - سليم‌دلى و ( 13 ) - متن و مج : بود ( 14 ) - متن - تو ، مج : كه ، بنياد : كه تو ( 15 ) - متن - آن ( 16 ) - مپ 2 + ست ، مج و بنياد : ظاهرست ، مج + و برهان آن ( 17 ) - مپ 2 - است ، مج و بنياد - ترست ( 18 ) - مپ - و مج و بنياد : چيست ( 19 ) - متن - بر ( 20 ) - بنياد : خانه ( 21 ) - مپ 2 : هست ( 22 ) - متن و مپ 2 و بنياد + كه ( 23 ) - مپ 2 و بنياد - او را ( 24 ) - مپ 2 و مج و بنياد + كه باقلاى تر فروشد ( بنياد : مىفروشد ) بدانم ( مج : دانم ) كه بهار آمد و زمستان رحلت كرد و هرگاه كه ببينم ( 25 ) - مج : كرت ( 26 ) - بنياد : مىفروشد ، متن + من