بيرون شدى « 1 » و گوى باختى « 2 » ، و چون « 3 » به شراب « 4 » خوردن « 5 » نشستى غلامان را « 6 » در « 7 » پيش خود « 8 » بر پاى كردى « 9 » و برين « 10 » نوع زندگانى مىكرد تا سر « 11 » مايهاى كه داشت در نفقهء غلامان و اسبان « 12 » به آخر رسيد . پس غلامان « 13 » و اسبان را « 14 » بفروخت و درازگوشى بخريد و هرروز پالانى « 15 » بر آن خر نهادى « 16 » و بر آن برنشستى « 17 » و چاكرى را با خود ببردى و گوى زدى و به خانه بازآمدى و به شراب خوردن نشستى ، و آن خدمتگار « 18 » وقت شراب خوردن در « 19 » پيش او برپاى بودى و او را خوشباد « 20 » و نوش « 21 » مىگفتى « 22 » و بر ريش او مى « 23 » - خنديدى . روزى نشسته بود و « 24 » شراب مىخورد و آواز « 25 » سواران آمد .
پسر بازرگان پرسيد « 26 » كه « 27 » اين چه فريادست ؟ چاكر گفت : اى خداوند « 28 »
هامش
( 1 ) - مج : و چاكرى را با خود ببردى
( 2 ) - مج : و گوى زدى + و به خانه بازآمدى
( 3 ) - مج - و چون
( 4 ) - مپ 2 : در شراب ، بنياد : در سراى
( 5 ) - مپ 2 و مج - خوردن ، بنياد : خود
( 6 ) - مج : و آن خدمتگار + بوقت شراب خوردن
( 7 ) - متن و بنياد - در
( 8 ) - مج - در پيش خود ، بنياد : خدمت خود
( 9 ) - مج : ايستاده بودى + و او را خوشباد و نوشباد كردى و بر ريش او مىخنديدى
( 10 ) - مپ 2 : و هم بر اين + نمط ، بنياد :
از اين
( 11 ) - مپ 2 و بنياد : هر
( 12 ) - مپ 2 : اسب
( 13 ) - مپ 2 + را بفروخت
( 14 ) - متن - را
( 15 ) - مپ 2 - پالانى ، بنياد : پالان
( 16 ) - مپ 2 - بر آن خر نهادى
( 17 ) - متن - و بر آن برنشستى
( 18 ) - بنياد + در
( 19 ) - متن - در
( 20 ) - متن : و او باده مىخوردى ، بنياد - خوشباد
( 21 ) - بنياد + باد
( 22 ) - متن - و نوش مىگفتى ، بنياد : گفتى
( 23 ) - بنياد - مى
( 24 ) - مپ 2 - نشسته بود و
( 25 ) - بنياد + سم اسب
( 26 ) - مپ 2 و مج : گفت
( 27 ) - مپ 2 - كه
( 28 ) - مج - اى خداوند