تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
احمقان موجود « 1 » نشود ؛ اول آنكه به اندك چيزى « 2 » در خشم شوند « 3 » ، دوم آنكه « 4 » سخنى گويند كه در ان منفعتى نباشد ، سوم آنكه عطايى دهند « 5 » نه بجاى « 6 » خود « 7 » ، چهارم آنكه « 8 » سر خود نگاه ندارند « 9 » و با هركسى آشكارا كنند « 10 » ، پنجم آنكه « 8 » هر ناآزموده‌اى « 11 » امين « 12 » دارند ، ششم آنكه دوست را از دشمن نشناسند « 13 » . آنگاه گفت : سزاوارتر « 14 » كسى به عفو « 15 » آنست « 16 » كه قادر باشد به « 17 » عقوبت كردن « 18 » مردمان « 19 » و نكند « 20 » ، و بىخردتر مردمان « 21 » آنست كه « 22 » بر كسى بيداد كند « 23 » كه ازو فزون‌تر باشد . و عاقل اگر درين كلمات نظر كند بداند « 24 » كه « 25 » هريك « 26 » قانون حكمتى و اصل « 27 » هر دانشى است .

[ حكايت مريد احمقى كه ده سال در خانقاه شيخ محمد نيشابورى معتكف بود و سخنى نمىگفت و آخر به كلامى ناطق شد كه خود دليل فرط حمق بود ]

حكايت « 28 » ( 13 ) يكى از درويشان « 29 » ده سال « 30 » در خانقاه « 31 » شيخ محمد
هامش
( 1 ) - مج : به وجود ( 2 ) - مج : چيز ( 3 ) - مج : شود ( 4 ) - بنياد - آنكه ( 5 ) - مج - دهند ، بنياد : كنند + كه آن ( 6 ) - مپ 2 و بنياد : به جايگاه ، مج : بر جايگاه ( 7 ) - مج : كند ، بنياد + بود ( 8 ) - مج - آنكه ( 9 ) - مپ 2 و بنياد : ندارد ( 10 ) - مپ 2 - و با هركسى آشكارا كنند ، بنياد : كند ( 11 ) - مپ 2 و بنياد : ناآزموده را ( 12 ) - متن و مج : ايمن ( 13 ) - بنياد : نشناسد ( 14 ) - بنياد - تر ( 15 ) - مج + كردن ( 16 ) - متن : اينست ، بنياد : است ( 17 ) - مپ 2 و مج : بر ( 18 ) - متن : نكردن ( 19 ) - مج - مردمان ( 20 ) - متن و مج - و نكند ( 21 ) - متن : كس ( 22 ) - مج + بيدادى كند ( 23 ) - متن - بيداد كند ( 24 ) - مپ 2 - بداند ، مج : به نظر تأمل نيكو داند ، متن - و عاقل . . . بداند ( 25 ) - متن : و ، مپ 2 - كه ( 26 ) - متن + كلمات ، مپ 2 + ازين ( 27 ) - مپ 2 و مج : معيار ( 28 ) - نسخهء بنياد فاقد اين حكايت است ( 29 ) - مپ 2 و مج + و مريدان ( 30 ) - متن : كه سالى ( 31 ) - متن : خدمت
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 339 | سديد الدين محمد عوفى / امير بانو مصفا ( كريمى )