تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
ماهر صنعت « 1 » بياريم تا « 2 » امير را خدمت كند چنان كه « 3 » هيچ زحمت به امير نرسد . رافع گفت : شما ابله مردمانيد ، من چهار غلام دارم كه هريك درين صنعت بر سر آمده‌اند « 4 » اما اين پير خدمتگار « 5 » قديم « 6 » است و رعايت حق او بر من « 7 » واجب است و اگر كسى دگر « 8 » برو بگزينم « 9 » دليل بدعهدى باشد ، و « 10 » من اگر به درد « 11 » سر « 12 » صبر كنم به از انكه به « 13 » بدعهدى موسوم شوم . ندما درين معنى « 14 » هريك فصلى بگفتند ؛ يكى گفت : سر امير از آن عزيزترست كه او « 15 » را « 16 » به دست چنين حجامى بايد « 17 » داد ، چه اگر امير بغداد و بصره را فتح كند بر هفت « 18 » اندام او چندين « 19 » جراحت نيفتد كه از دست « 20 » اين حجام كژدست نااهل ضعيف چشم بطال « 21 » . ديگرى گفت : مردمان از هفت اعضا سر « 22 » عزيزتر دارند از بهر آنكه سر مشبكهء « 23 » چهار « 24 » در روح « 25 » است و از هر درى اثرى به دو رسد ، به يكى « 26 » گويد و به يكى « 27 » بيند و به يكى « 28 » شنود و به
هامش
( 1 ) - متن - صنعت ( 2 ) - مپ 2 و بنياد : و ( 3 ) - مج : چنانچه ( 4 ) - مج : آمدند ( 5 ) - مج - خدمتگار ( 6 ) - مج + خدمتگار ( 7 ) - مج - بر من ( 8 ) - مپ 2 - دگر ( 9 ) - متن : بياورم ، مپ 2 : برگزينم ( 10 ) - مپ 2 و بنياد + چون ( 11 ) - مپ 2 : برين درد ، بنياد : بر درد ( 12 ) - مج : خود ( 13 ) - مپ 2 و بنياد + سمت ( 14 ) - مج - درين معنى ( 15 ) - بنياد : آن ( 16 ) - مپ 2 - او را ( 17 ) - مج : حجام مىبايد ( 18 ) - مج - هفت ( 19 ) - مج + جاى ( 20 ) - مج - دست ، بنياد - از دست ( 21 ) - مج + بر سر اميرى افتد ، بنياد - نااهل ضعيف چشم بطال ( 22 ) - مج + را ( 23 ) - مج : شبكه ( 24 ) - مج - چهار ( 25 ) - مج - روح ( 26 ) - متن و مپ 2 : نيكى ، بنياد : نيكويى ( 27 ) - بنياد : به نيكى ( 28 ) - بنياد : سخن چيند
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 321 | سديد الدين محمد عوفى / امير بانو مصفا ( كريمى )