گرفت « 1 » . روزى بيرون آمد « 2 » چين در جبين افكنده « 3 » و اثر تغير « 4 » در آن بشرهء نازيبا پديد آمده « 5 » . جماعتى از ندما پرسيدند « 6 » سبب چيست كه امروز امير نه بر قرار خود « 7 » است و « 8 » جبين او كه به بشارت « 9 » حصول « 10 » مقاصد « 11 » بندگان را زبان « 12 » دادى « 13 » امروز طراوت هر بامداد « 14 » ندارد . رافع عمامه از سر برگرفت .
ندما درنگريستند و بر « 15 » سر او چند جاى جراحتها « 16 » ديدند « 17 » . پرسيدند كه سر امير را چه رسيده است و اين جراحتها چيست « 18 » ؟ گفت : امروز عزم حمام داشتم و « 19 » حجامى است پير قديم عهد كه در بادغيس خدمت من كردى « 20 » سر من « 21 » حلق كرد « 22 » و « 23 » چندين « 24 » جاى سر مرا جراحت « 25 » رسانيد « 26 » . ندما گفتند : اى « 27 » سبحان اللّه « 28 » اگر امير فرمان دهد تا « 29 » حجامى استاد « 29 » سبكدست
هامش
( 1 ) - بنياد + و استعدادى حاصل كرد
( 2 ) - مپ 2 و بنياد + و ، مج + به غضب
( 3 ) - مپ 2 + بود ، بنياد : افكند
( 4 ) - مج : تغيير
( 5 ) - مپ 2 - و اثر تغير . . . پديد آمده ، بنياد : آمد
( 6 ) - متن : پرسيدند از نديمان ، مپ 2 و مج و بنياد + كه
( 7 ) - متن - خود ، مج و بنياد : آب + خود
( 8 ) - مج + بشره
( 9 ) - متن و بنياد - به بشارت
( 10 ) - متن و بنياد : به حصول
( 11 ) - متن و بنياد + بشارت
( 12 ) - بنياد : زيان
( 13 ) - بنياد : دارد ، مپ 2 - و جبين او . . . زبان دادى
( 14 ) - مج : بار
( 15 ) - متن و بنياد : در
( 16 ) - بنياد : جراحت
( 17 ) - مج + و پنبهها بر آن نهاده ، مپ 2 + سبب آن جراحتها
( 18 ) - مپ 2 - كه سر امير . . .
جراحتها چيست
( 19 ) - مپ 2 و مج و بنياد - و
( 20 ) - مپ 2 : سر مرا حلق كردى + امروز
( 21 ) - مپ 2 : مرا
( 22 ) - بنياد : تراشيده
( 23 ) - مپ 2 - حلق كرد و
( 24 ) - مپ 2 و مج : به چندين
( 25 ) - مج : مجروح
( 26 ) - مج : گردانيد
( 27 ) - بنياد - اى
( 28 ) - مپ 2 - اى سبحان اللّه
( 29 ) - متن و مج : ماه ، مج : استادى ، بنياد - استاد