علم بهتر بسى « 1 » ز نعمت و گنج * فضل بهتر بسى « 1 » ز دولت و مال « 2 »
[ پاسخ يكى از علما در باب شخصى كه ابله و نادان بود ]
حكايت ( 4 ) وقتى جماعتى از عالمى « 3 » سؤال كردند كه فلان عاقل است يا ديوانه ؟ آن « 4 » عالم « 5 » گفت : از عقل همينقدر دارد كه بار تكليف « 6 » بر گردنش « 7 » عقيله « 8 » است ، و اين مجمل را تفسير و تفصيل بسيارست و در كتب اصول كلام « 9 » يافته شود .
[ حكايت در وجه تسميهء صاحب الجراحات كه لقب رافع هرثمه بود ]
حكايت « 10 » ( 5 ) مشهورست كه رافع « 10 » هرثمه از بادغيس بود و صورتى « 11 » سخت ناخوش « 12 » و رويى « 13 » عظيم زشت « 14 » داشت و به سبب قبح منظر يعقوب « 15 » ليث او را به خدمت خود « 16 » قبول نكرد و او به ولايت خود آمد و جمعى « 17 » بر « 18 » خود گردآورد و در ايقاظ نواير فتنه سعىها نمود . چون يعقوب ليث شكار ليث فنا شد رافع خروج كرد « 19 » و ناگاه هرى « 20 » بگرفت و استعدادى بحاصل « 21 » كرد ، و از آنجا به مرو رفت و آن شهر را نيز ضبط كرد و كار او بالا
هامش
( 1 ) - متن : بود
( 2 ) - مج + در جهان فراخ با دانش ، هيچ از تنگى منال منال
( 3 ) - بنياد : از عالمى جمعى
( 4 ) - مپ 2 - آن
( 5 ) - بنياد : عاقل
( 6 ) - متن و مپ 2 : دارد و
( 7 ) - مج - گردنش
( 8 ) - مج : عقل
( 9 ) - مپ 2 - كلام ، اين حكايت در نسخهء مج مكرر است
( 10 ) - متن + ابن
( 11 ) - مپ 2 و مج : جمالى
( 12 ) - مپ 2 : قبيح ، مج : نازيبا
( 13 ) - مپ 2 و مج و بنياد : صورتى
( 14 ) - مپ 2 : خراشنده ، مج : كراسيده ، بنياد : دلخراش
( 15 ) - متن + ابن
( 16 ) - بنياد - خود
( 17 ) - مپ 2 و مج و بنياد + را
( 18 ) - مج : به
( 19 ) - مپ 2 و مج - و در ايقاظ . . . رافع خروج كرد
( 20 ) - مج : هرات
( 21 ) - متن و بنياد : حاصل