تيرها « 1 » در كمان نهادند و سواران نيزهها « 2 » بر « 3 » گوش اسبان راست كردند و شمشيرها « 4 » بركشيدند و حمله آوردند و خود را در لشكرگاه انداختند ، و ايشان غافل بودند . پس خيمهها « 5 » را مىانداختند « 6 » و مرد « 7 » مىكشتند « 8 » و ايشان جمله بر يكديگر افتادند در اثناى آن حال گذر « 9 » خضربك در ميان « 10 » لشكرگاه « 11 » افتاد و خامهاى گاو ديد كه گوشتها از آن « 12 » خورده بودند « 13 » و خامها خشك كرده « 14 » . خضربك بفرمود پيادگان را تا « 15 » آن خامها برگرفتند و آن « 16 » اسبان كه « 17 » بر دست « 18 » ايشان « 19 » مىافتاد « 20 » بر دم اسبان « 21 » مىبستد و به هرطرف مى - جهانيدند « 22 » و مردم [ را ] از خواب درمىربودند « 23 » ، و شمشيرهاى كشيده « 24 » مىديدند و سرهاى بريده . پس بيشتر آن لشكر « 25 » روى به هزيمت نهادند و تا بامداد قرب « 26 »
هامش
( 1 ) - مپ 2 و بنياد - ها
( 2 ) - مج : تير
( 3 ) - مپ 2 : به
( 4 ) - متن - ها
( 5 ) - مج - ها
( 6 ) - مپ 2 و بنياد - و خود را در . . .
مىانداختند
( 7 ) - مپ 2 - مرد
( 8 ) - مپ 2 : و مىانداختند
( 9 ) - مپ 2 - گذر
( 10 ) - متن و مج و بنياد : بر
( 11 ) - متن و مج و بنياد :
لشكرگاهى
( 12 ) - مج - از آن ، مپ 2 : خشك كرده ، بنياد : گوشتهاى آن
( 13 ) - مپ 2 - خورده بودند
( 14 ) - بنياد : خامها انداخته
( 15 ) - مپ 2 و بنياد :
مر فرستادگان را بفرمود
( 16 ) - مج - آن ، بنياد : از
( 17 ) - مج و بنياد + از آن لشكر
( 18 ) - مج و بنياد : بدست
( 19 ) - مج - ايشان
( 20 ) - مج : مىآمدند ، مپ 2 - و آن اسبان كه بر دست ايشان مىافتاد
( 21 ) - متن : آن ، مج : دمهاى ايشان
( 22 ) - متن : مىجستند ، مج : و در ميان لشكرها مىكردند ، مپ 2 - و به هرطرف مىجهانيدند
( 23 ) - مج : درمىآمدند ، مپ 2 : مىجستند
( 24 ) - بنياد : گشاده
( 25 ) - مپ 2 - بيشتر آن لشكر
( 26 ) - مپ 2 و مج و بنياد : قريب