دولت او منطفى شد و باد اقبال او منقطع گشت « 1 » و در غمرات آب « 2 » بحر « 3 » خود را غرق كرد و آثار « 4 » مآثر « 5 » خداوند خواجهء جهان بر صفحات زمان ثبت « 6 » گشت و آن « 7 » فتح غرهء « 8 » فتوح « 9 » روزگار و واسطهء عقد تواريخ گشت و زبان ايام ، دولت سلطان سلاطين را به ذات « 10 » چنين « 11 » صاحبى « 12 » بىقرين تهنيت كرد .
بيت ؛
اگر ملك جهان « 13 » را بد « 14 » سليمان « 15 » پيش ازين داور * شهنشه چون سليمان است و صاحب آصف ديگر « 16 »
نظام الملك دريادل قوام الدين خصمافكن * كه عز و فخر ديوان است و زيب « 17 » و زينت دفتر
نبودست و نخواهد بود هرگز هيچ شاهى را * وزيرى زين مباركتر مشيرى زين همايونتر « 18 »
به دست راد بگشاد او ز پاى جود خود را « 19 » * به راى راست بربست او عروس ملك را زيور
هماى سايهگستر گشت در ملك آن ملكسيرت * از آن معنى به تيرش برنشاند نسر طاير پر « 20 »
هامش
( 1 ) - مپ 2 : منقطع الاسلام شد ، مج - او منقطع گشت
( 2 ) - مپ 2 و بنياد - آب ، مج : پنج آب
( 3 ) - مج - بحر
( 4 ) - متن : از
( 5 ) - مج - مآثر
( 6 ) - مج : مثبت
( 7 ) - مج : از
( 8 ) - مج : عز
( 9 ) - مج : همايون
( 10 ) - متن - به ذات
( 11 ) - متن : به چنين
( 12 ) - مپ 2 و مج : صاحب ، بنياد : صاحبقرانى
( 13 ) - مج : آصفى
( 14 ) - مپ 2 : باشد ، مج : بر
( 15 ) - بنياد :سليمان بايد جهان پيش ازين داور( 16 ) - مپ 2 : دگر
( 17 ) - مج - زيب
( 18 ) - در متن اين بيت موخر از بيت بعد است
( 19 ) - كذا در همهء نسخ
( 20 ) - متن :هر آنگاهى كه در مدحش كشد طبع ثناگستر