تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
و بچگان ايشان بيامدند « 1 » و طعامى « 2 » بياوردند « 3 » . زنى به سر ديگ آمد « 4 » و شوهر او را مىگويد كه « 5 » : در ديگ نيكو « 6 » بنگر تا خضربك از آنجا بيرون نيايد « 7 » . چون او « 8 » اين سخن بشنيد با « 9 » شمشير كشيده « 10 » از پس خرمن « 11 » برون آمد و بانگ بر ايشان زد « 12 » و گفت « 13 » : اينك خضربك آمد . ايشان به دست‌وپاى فرو مردند « 14 » و حيرت بر ايشان مستولى شد « 15 » ، و او « 16 » جمله را بند كرد و بر « 17 » اسب سوار شد و ايشان را « 18 » به ولايت خود آورد ، و نام او در « 19 » اطراف تركستان « 20 » بگسترد « 21 » و مردمان فتنه‌طلب « 22 » از سوار و پياده روى بوى نهادند « 23 » ، و او را سوار « 24 » بسيار جمع شد « 25 » ، و ناگاه « 26 » هجومى كرد و با هفتصد سوار و دو « 27 » هزار پياده روى به شهر كش نهاد « 28 » ، و پادشاه آنجا غافل بود و ازو انديشه نداشت چه او رعيت بود « 29 » . چون به در شهر آمد « 30 » شهر را حصار كردند « 31 » .
هامش
( 1 ) - مپ 2 - و چهارتا . . . بيامدند ( 2 ) - متن و مج و بنياد : و ايشان را طعام ( 3 ) - متن و مج : آوردند ( 4 ) - مج : بود ( 5 ) - مج - كه ( 6 ) - مج : بهتر ( 7 ) - مج : آيد ( 8 ) - متن - او ( 9 ) - مپ 2 و مج - با ( 10 ) - مپ 2 : بكشيد ، مج : كشيده ( 11 ) - مپ 2 : آنجا ( 12 ) - مپ 2 : و بانك بر ايشان زد ( 13 ) - مج : كه ( 14 ) - مپ 2 : بر جاى بمردند ( 15 ) - مپ 2 : و متحير شدند ( 16 ) - مپ 2 : پس ( 17 ) - مج - بر ( 18 ) - مپ 2 + و اسبان را ، مج + در پيش كرد ( 19 ) - مج : به ( 20 ) - مپ 2 - او در اطراف تركستان ( 21 ) - متن : گسترده است ، مپ 2 : منتشر شد ( 22 ) - مپ 2 : شرير ( 23 ) - مپ 2 : بوى جمع شدند ( 24 ) - بنياد : لشكر ( 25 ) - مپ 2 - و او را سوار بسيار جمع شد ( 26 ) - مج - ناگاه ( 27 ) - مج : ده ( 28 ) - مپ 2 و مج و بنياد : به در شهر كش آمد ( 29 ) - متن : نبود ، مج : را رعيت خود مىدانست ( 30 ) - مپ 2 - و از او . . . شهر آمد ، بنياد + و ( 31 ) - بنياد : كرد
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 303 | سديد الدين محمد عوفى / امير بانو مصفا ( كريمى )