او روزها جنگ كرد « 1 » و شهر را نتوانست گرفت ، و بازگشت و « 2 » استعداد بهتر ساخت و هيبت او در دلهاى « 3 » اهل شهر ممكن شد « 4 » ، و از آنجا به طرف « 5 » تغر رفت و « 6 » تاختنى كرد « 7 » و بر ولايت ايشان زد و اسب و مواشى « 8 » و بردهء بسيار بياورد و استعداد خود بدان « 9 » ساخت « 10 » ، و ناگاه « 11 » بار دگر به در شهر آمد و اين كرت جهد كرد « 12 » و حصار را « 13 » بگرفت و آن ملك را ضبط كرد و با اهل شهر عدل كرد و طريق ملكدارى « 14 » پيش گرفت ، و اگرچه به « 15 » مردى معروف بود اما هيچ « 16 » كس او را خان نخواندى « 17 » و چتر و دورباش نداشت . چون « 18 » در آن « 19 » وقت خان كاشغر از دست ختنى « 20 » مضطر شد « 21 » كس به نزديك « 22 » خضربك فرستاد و از وى مدد خواست و او را اميدوار كرد بر آنكه « 23 » ترا « 24 » خانى دهم « 25 » و « 26 » نيزه « 27 » و چتر و دورباش فرمايم « 28 » و نيز « 29 » نام تو در ميان پادشاهان
هامش
( 1 ) - مپ 2 - و روزها جنگ كرد
( 2 ) - بنياد - و
( 3 ) - مج و بنياد :
دل
( 4 ) - مج : متمكن شد ، بنياد : آمد ، مپ 2 - و هيبت او . . . ممكن شد
( 5 ) - مج : شهر
( 6 ) - مج - رفت و
( 7 ) - مج : تاختن برد ، بنياد : تاختنى كرد
( 8 ) - مج - و مواشى
( 9 ) - مج - خود بدان ، بنياد : را بوى + خوب
( 10 ) - مپ 2 - و از آنجا به طرف . . . بدان ساخت
( 11 ) - بنياد - و ناگاه
( 12 ) - مپ 2 - و اين كرت جهد كرد ، بنياد : به جهد
( 13 ) - بنياد - را
( 14 ) - مپ 2 و بنياد : رعيتپرورى
( 15 ) - بنياد - به
( 16 ) - مج - هيچ
( 17 ) - مج : نخواند
( 18 ) - مپ 2 : و
( 19 ) - مج : اين
( 20 ) - متن : چينى ، بنياد : خان چينى
( 21 ) - بنياد : شده بود
( 22 ) - مپ 2 :
به نزد
( 23 ) - متن : بدانكه + او را گفت ، مپ 2 + او را
( 24 ) - مپ 2 - ترا
( 25 ) - مپ 2 : دهد
( 26 ) - متن و بنياد + با
( 27 ) - مپ 2 - و نيزه
( 28 ) - مپ 2 : فرمايد
( 29 ) - بنياد - نيز