تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
او روزها جنگ كرد « 1 » و شهر را نتوانست گرفت ، و بازگشت و « 2 » استعداد بهتر ساخت و هيبت او در دلهاى « 3 » اهل شهر ممكن شد « 4 » ، و از آنجا به طرف « 5 » تغر رفت و « 6 » تاختنى كرد « 7 » و بر ولايت ايشان زد و اسب و مواشى « 8 » و بردهء بسيار بياورد و استعداد خود بدان « 9 » ساخت « 10 » ، و ناگاه « 11 » بار دگر به در شهر آمد و اين كرت جهد كرد « 12 » و حصار را « 13 » بگرفت و آن ملك را ضبط كرد و با اهل شهر عدل كرد و طريق ملك‌دارى « 14 » پيش گرفت ، و اگرچه به « 15 » مردى معروف بود اما هيچ « 16 » كس او را خان نخواندى « 17 » و چتر و دورباش نداشت . چون « 18 » در آن « 19 » وقت خان كاشغر از دست ختنى « 20 » مضطر شد « 21 » كس به نزديك « 22 » خضربك فرستاد و از وى مدد خواست و او را اميدوار كرد بر آنكه « 23 » ترا « 24 » خانى دهم « 25 » و « 26 » نيزه « 27 » و چتر و دورباش فرمايم « 28 » و نيز « 29 » نام تو در ميان پادشاهان
هامش
( 1 ) - مپ 2 - و روزها جنگ كرد ( 2 ) - بنياد - و ( 3 ) - مج و بنياد : دل ( 4 ) - مج : متمكن شد ، بنياد : آمد ، مپ 2 - و هيبت او . . . ممكن شد ( 5 ) - مج : شهر ( 6 ) - مج - رفت و ( 7 ) - مج : تاختن برد ، بنياد : تاختنى كرد ( 8 ) - مج - و مواشى ( 9 ) - مج - خود بدان ، بنياد : را بوى + خوب ( 10 ) - مپ 2 - و از آنجا به طرف . . . بدان ساخت ( 11 ) - بنياد - و ناگاه ( 12 ) - مپ 2 - و اين كرت جهد كرد ، بنياد : به جهد ( 13 ) - بنياد - را ( 14 ) - مپ 2 و بنياد : رعيت‌پرورى ( 15 ) - بنياد - به ( 16 ) - مج - هيچ ( 17 ) - مج : نخواند ( 18 ) - مپ 2 : و ( 19 ) - مج : اين ( 20 ) - متن : چينى ، بنياد : خان چينى ( 21 ) - بنياد : شده بود ( 22 ) - مپ 2 : به نزد ( 23 ) - متن : بدانكه + او را گفت ، مپ 2 + او را ( 24 ) - مپ 2 - ترا ( 25 ) - مپ 2 : دهد ( 26 ) - متن و بنياد + با ( 27 ) - مپ 2 - و نيزه ( 28 ) - مپ 2 : فرمايد ( 29 ) - بنياد - نيز
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 304 | سديد الدين محمد عوفى / امير بانو مصفا ( كريمى )