تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
هفت هزار مرد كشته بودند « 1 » و باقى به هزيمت رفته « 2 » ، و خضربك با ياران خود گفت كه : شما به لشكرگاه هيچ تعلق مسازيد « 3 » كه آن جمله از آن خان كاشغر است . روز ديگر خان از شهر برون آمد و خضربك را تشريفهاى فاخر داد « 4 » و انعامهاى وافر فرمود و آن لشكرگاه ختن را « 5 » به تمامت « 6 » بوى بخشيد و او را خانى « 7 » ارزانى داشت و آن نام تا اين عهد در « 8 » خاندان او « 9 » بماند و آنچه « 10 » به روى ختنى « 11 » آمد همه « 12 » از « 13 » نتيجهء نقض عهد بود ، و اگرنه اين بودى « 14 » در « 15 » عقل كدام عاقل « 16 » گنجيدى « 17 » كه سيصد « 18 » مرد كه از آن صد و پنجاه سوار بيش « 19 » نبودند « 20 » سى هزار مرد را پريشان كنند « 21 » ! و لكن هركسى كه نقض مواثيق و نكث عهد « 22 » خوار دارد آفريدگار سبحانه و تعالى او را مقهور كند « 23 » ، و واقعهء ملك ناصر الدين قباجه « 24 » عفا اللّه تعالى « 25 » عنه « 26 » درين عهد
هامش
( 1 ) - متن و بنياد : يكديگر را بكشتند ( 2 ) - متن و بنياد : برفتند ( 3 ) - مج و بنياد : مكنيد ( 4 ) - متن - با ياران خود گفت . . . تشريفهاى فاخر داد ( 5 ) - مپ 2 و مج - را ( 6 ) - مج : تمام ، بنياد : تمامت ( 7 ) - مپ 2 + به ( 8 ) - مپ 2 + آن ( 9 ) - مپ 2 - او ( 10 ) - مپ 2 : اينهمه + كه ، مج + خان ختن را ( 11 ) - متن : چينى ، مج - ختنى ، بنياد : خان چين ( 12 ) - مپ 2 - همه ( 13 ) - مج - از ( 14 ) - مج - اين بودى ( 15 ) - مج + كدام ( 16 ) - مج - كدام عاقل ( 17 ) - مج : گنجد ( 18 ) - مپ 2 : ششصد ( 19 ) - متن + پياده ( 20 ) - مج : نبود ، مپ 2 - كه از آن صد و پنجاه سوار بيش نبود + و دو هزار پياده ( 21 ) - متن و بنياد : كردند ، مج : كند ( 22 ) - مج : كه نكث و نقض مواثيق ، بنياد : كه عهد مواثيق و نكث عهود ( 23 ) - مپ 2 - و لكن هركسى . . . مقهور كند ( 24 ) - مپ 2 : قياصره ( 25 ) - مج - تعالى ( 26 ) - بنياد - قباحه عفا اللّه تعالى عنه
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 307 | سديد الدين محمد عوفى / امير بانو مصفا ( كريمى )