در آن حمله بايتوز را « 1 » از خلعت حيات محروم گردانيد « 2 » و امير ميان « 3 » روز مظفر و منصور « 4 » به بالايى فرود آمد و از اسب پياده شد و بر زمين نشست « 5 » و تنى چند معدود از غلامان خاص بيش « 6 » با او « 7 » نبودند ، و در اثناى آن حال طغانتكين و « 8 » برادر او ارغتكين « 9 » با فوجى از حشم خود دررسيدند ، و ارغ « 9 » تكين « 10 » برادر خود « 11 » را گفت « 12 » : امروز ما را كارى شگرف « 13 » برآمد و دشمنى عظيم و خصمى چنين « 14 » قهر كرديم ، صواب آنست كه او را نيز از پيش برداريم تا اين « 15 » ملك ما را « 16 » صافى گردد « 17 » و بىمنازعى « 18 » روزگار بگذاريم « 19 » .
طغانتكين گفت : من هرگز نقض عهد نكنم و او در حق من چنين لطفى كرده است آن را به كفران مقابله نكنم . پس امير را خدمت كردند « 20 » و به بست « 21 » رفتند ، و طغانتكين « 22 » مر « 23 » امير ناصر الدين « 24 » را تحف « 25 » و هدايا فرستاد و چون مال مواضعه طلب كرد « 26 » از وفادارى و « 27 » حسن عهد پشيمان شد و گفت : چرا
هامش
( 1 ) - متن - امير با فوج . . . بايتوز را + جان را
( 2 ) - مپ 2 :
گردانيدند ، مج : كردند
( 3 ) - مپ 2 و مج و بنياد : ميانه
( 4 ) - مج - مطفر و منصور
( 5 ) - مج و بنياد + مانده و كوفته
( 6 ) - بنياد : پيش
( 7 ) - بنياد - او
( 8 ) - بنياد - و
( 9 ) - مج : بارغ تكين ، بنياد - ارغ تكين
( 10 ) - مپ 2 - ارغ تكين ، مج + مر
( 11 ) - مج - خود
( 12 ) - مپ 2 و مج + كه
( 13 ) - مپ 2 و بنياد : كارى شگرف ما را
( 14 ) - مپ 2 - و خصمى چنين ، مج : را بچنين خصم شگرف ، بنياد + را
( 15 ) - مج : و
( 16 ) - متن - را
( 17 ) - مپ 2 : ماند
( 18 ) - متن و مپ 2 : منازعتى
( 19 ) - مپ 2 - و بىمنازعى روزگار بگذاريم
( 20 ) - متن : كرد
( 21 ) - مج + در
( 22 ) - بنياد : طغايتكين
( 23 ) - مپ 2 - مر
( 24 ) - بنياد : نصر الدين
( 25 ) - مپ 2 و بنياد : تحفه
( 26 ) - مج : مناصفت كردند
( 27 ) - مپ 2 - وفادارى و