بود و امير « 1 » سلاح گران پوشيده بود « 2 » قوت كرد دوال « 3 » ركاب بگسست و اسب سر بكشيد و به « 4 » روى مصاف « 5 » بردويد « 6 » و لشكر امير ناصر الدين « 7 » گمان بردند كه « 8 » اسب آمد و « 9 » سبكتكين كشته شد ، جمله روى به هزيمت نهادند و لشكر « 10 » خصم بر عقب ايشان حمله كرد و امير سبكتكين با دويست و هفتاد غلام خود كوششى سخت كردند و نزديك آمد كه روى به هزيمت نهند « 11 » تا آنگاه كه « 12 » كمين بگشادند و سواران كوه شكوه « 13 » ناگاه « 14 » از كمينها برون آمدند ، و لشكر بست گمان بردند « 15 » كه « 16 » مگر آن « 17 » گريختن « 18 » ايشان مواضعه بود كه « 19 » ايشان را به كمينگاه گيرند « 20 » ، پس پشت بدادند و « 21 » روى به هزيمت نهادند « 22 » ، و امير با فوج خود بر عقب ايشان بتاخت « 23 » و مرد « 24 » را مىانداخت « 25 » ، و هم
هامش
( 1 ) - مج - دراز بود و امير + ركابدار
( 2 ) - مپ 2 و مج - بود
( 3 ) - مپ 2 : در اول ، بنياد : و آن
( 4 ) - مج : بر
( 5 ) - بنياد + گاه
( 6 ) - مج : برد
( 7 ) - مپ 2 و مج و بنياد : امير ناصر الدوله ، مج + و الدين
( 8 ) - مج و بنياد + مگر
( 9 ) - مج : امير
( 10 ) - مپ 2 و بنياد - و لشكر
( 11 ) - متن و مپ 2 و بنياد - خصم بر عقب ايشان حمله كرد . . . به هزيمت نهند
( 12 ) - متن و مپ 2 و مج : ناگاه
( 13 ) - مپ 2 - شكوه
( 14 ) - مپ 2 و مج - ناگاه
( 15 ) - بنياد : پشت دادند
( 16 ) - متن + اسب آمد
( 17 ) - مج - آن
( 18 ) - مپ 2 : گريخته ، مج + تا
( 19 ) - مج - ايشان مواضعه بود كه
( 20 ) - مپ 2 : درآوردند
( 21 ) - متن - پس پشت بدادند و
( 22 ) - مپ 2 و بنياد + و امير سبكتكين با دويست و هفتاد غلام كوشش سخت كردند و نزديك بود ( بنياد : آمد ) كه روى به هزيمت نهد ( بنياد : نهند ) ، مج + حال را جستند و به سر تنگ پاى برون بردند ، بنياد + جان را جستند و سر را به تك پاى برون بردند
( 23 ) - مج و بنياد : مىتاخت
( 24 ) - بنياد : مردم ، مج - و مرد
( 25 ) - مج - را مىانداخت