تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
مىدادند مفيد نبود « 1 » و بر سر و روى زدن گرفت « 2 » و چندان خود را بر زمين زد كه جان او به آسمان « 3 » رفت و به شومى نقض عهد جان شيرين « 4 » به باد « 5 » داد « 6 » .

[ سياست ناصر الدين سبكتكين طغانتكين حاكم بست و برادرش را به سبب نقض عهد ايشان ]

حكايت ( 8 ) ابو نصر عتبى آورده است « 7 » در كتاب يمينى « 8 » كه در آن وقت كه رايت دولت « 9 » امير ناصر الدين « 10 » سبكتكين منصور شد « 11 » و باد اقبال « 12 » او بوزيد و كارداران « 13 » عالم بر « 14 » تربيت « 15 » او اقبال كردند « 16 » هنوز مطلع خورشيد دولت او بود كه بايتوز « 17 » به ولايت بست « 18 » آمد « 19 » ، و بست در آن وقت طغانتكين « 20 » داشت . بايتوز « 21 » بر وى برون آمد و بست را مستخلص كرد « 22 » و چون لشكر غزنين به خدمت امير ناصر الدين توسل طلبيدند و از وى مدد خواستند و به مدد و معاونت او بست را مستخلص گردانيد « 23 »
هامش
( 1 ) - مج : ساكن ، بنياد : ساكن نشد ، مج + و اين حكايت با ايشان نگفت و اين بيت روايت كرد ، بنياد + و بر در سراى آمده ( 2 ) - مج - و بر سر و روى زدن گرفت ، بنياد + و اضطراب بسيار مىكرد و اين حكايت بايشان بگفت ( 3 ) - بنياد : از تن او بدر ( 4 ) - مج - شيرين ( 5 ) - بنياد - به باد ( 6 ) - متن - در حال عقبه . . . بباد داد ( 7 ) - متن - ابو نصر عتبى آورده است ( 8 ) - متن + آورده است ( 9 ) - مج - دولت ( 10 ) - مپ 2 : ناصر الدوله ، بنياد : نصر الدوله ( 11 ) - مج : و هبوب ( 12 ) - متن : دولت ( 13 ) - مج : كار در آن ( 14 ) - مج + بالا ( 15 ) - بنياد : نيت ( 16 ) - مپ 2 - و كارداران . . . اقبال كردند ( 17 ) - مپ 2 : بامور ، مج : بايتون ، بنياد : مأمور ( 18 ) - بنياد : نيت ( 19 ) - مپ 2 : تاختنى كرد ، بنياد : تاختن آورد ( 20 ) - متن : طغرلتكين ( 21 ) - مپ 2 : يا يفور ( 22 ) - مپ 2 و مج و بنياد : گردانيد ( 23 ) - مپ 2 و مج و بنياد - و چون لشكر . . . مستخلص گردانيد