كرده بود كه بعد « 1 » از عنان هيچ « 2 » شوهر نخواهد « 3 » و هيچكس را مطاوعت ننمايد « 4 » . بيت « 5 » :
عهديست خود « 6 » مرا كه نگيرم به جز تو دوست * شرطيست خود « 7 » مرا كه نگيرم « 8 » به جز تو يار
ور كالبد به خاك رساند مرا فراق * در زير خاك باشمت اى دوست دوستدار « 9 »
و اتفاق چنان افتاد « 10 » كه عنان جام فنا « 11 » نوش كرد « 12 » و حلقهء فنا « 13 » در گوش « 14 » .
ام « 15 » عقبه در فراق او نوحهها « 16 » كرد « 17 » و بر فوات او « 18 » اضطرابها نمود « 19 » و به عاقبت ساكن شد . و يكى از معارف عرب او را خطبه كرد و او « 20 » اجابت « 21 » نمود ، و در ميان ايشان « 22 » عقد منعقد شد . پس « 23 » در آن « 24 » شب كه با شوى « 25 »
هامش
( 1 ) - مپ 2 : پس
( 2 ) - مپ 2 - هيچ
( 3 ) - متن : نكند ، مج : اگر عنان پيشتر وفات كند او هيچ شوى نكند
( 4 ) - مپ 2 و بنياد : نكند ، مج - و هيچكس را مطاوعت ننمايد
( 5 ) - مج و بنياد : نظم
( 6 ) - مپ 2 و مج و بنياد : بر
( 7 ) - مپ 2 و مج و بنياد : بر
( 8 ) - مپ 2 : ندارم ، بنياد : نسازم
( 9 ) - مپ 2 : اين بيت را ننوشته است
( 10 ) - مپ 2 و مج و بنياد : و چنان اتفاق افتاد
( 11 ) - مج : وفات
( 12 ) - مپ 2 : پيش از او وفات يافت ، بنياد :
وفات يافت
( 13 ) - متن : ها
( 14 ) - مج و بنياد + كرد
( 15 ) - مپ 2 - حلقه فنا در گوش ام
( 16 ) - مپ 2 + و زارىها
( 17 ) - مج و بنياد - از فراق او نوحهها كرد
( 18 ) - مج - او
( 19 ) - مپ 2 - و بر فوات او اضطرابها نمود
( 20 ) - مپ 2 - او ، مج : آن + خطبه را
( 21 ) - بنياد :
اجازت
( 22 ) - مپ 2 - در ميان ايشان
( 23 ) - مج - پس
( 24 ) - مپ 2 - در آن
( 25 ) - مپ 2 - كه با شوى ، مج : شوى