زفاف خواست كرد « 1 » پيش از انكه شوهر بوى رسيدى ناگاه خواب بر وى غلبه كرد و عنان را در خواب ديد كه اين بيتها بر وى فرومى « 2 » خواند و « 3 » مىگفت :
غدرت و لم تبغى « 4 » لبعلك « 5 » حرمة * و لم تعرفى « 6 » حقا و لم تحفظى « 7 » عهدا
غدرت به « 8 » لمّا يرى « 9 » فى ضريحه * كذلك ينسى كلّ من سكن اللحدا « 10 »
بيت :
غدر كردى و عهد بشكستى * بعد ازين در جهان مبادى « 11 » شاد
هركه را شد دل زمين مسكن * بر دل دوستان نماند ياد
در حال ام « 12 » عقبه بيدار شد « 13 » . فرياد كرد « 14 » و هرچند زنان « 15 » او را تسكين
هامش
( 1 ) - مپ 2 - خواست كرد ، بنياد : خواستى كرد
( 2 ) - متن - مى
( 3 ) - مج و بنياد - بر وى فرومىخواند و
( 4 ) - متن : و من تبعى ، بنياد : لو تبعى
( 5 ) - متن و مپ 2 : لعلك ، بنياد : و لعلك
( 6 ) - متن و مج : يعرفى ، مپ 2 و بنياد :
تعدفى ، تصحيح متن قياسى است
( 7 ) - متن و مج و بنياد : يحفظى ، تصحيح متن قياسى است
( 8 ) - متن و بنياد - به
( 9 ) - متن : ترى ، مپ 2 : ترضى
( 10 ) - اين است از نسخه بنياد حذف شده است
( 11 ) - مج : مبادا ، اين مصرع و مصرع اول بيت دوم از مپ 2 افتاده است
( 12 ) - مپ 2 : چون
( 13 ) - مج :
از خواب درجست ، بنياد : از خواب بيدار شد
( 14 ) - مج : و بر سر و روى زدن گرفت + و اضطراب بسيار مىكرد ، مج و بنياد + و زنانى كه نزديك او بودند
( 15 ) - مج و بنياد : كه