تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
است كه « 1 » تمام كنم و منت بر « 2 » خود نهم ، و چندان ازين نوع بگفتى كه صاحب حاجت به انجاح مرام « 3 » خود « 4 » واثق شدى « 5 » . پس وزير آن را « 6 » فراموش كردى « 7 » و سايه بر آن نينداختى « 8 » . و آن وزير را مسخره‌اى بود ، روزى با وزير « 9 » در حمام رفته « 10 » بود و مسخره « 11 » در وى « 12 » مىنگريد « 13 » و مىخنديد . وزير « 14 » او را « 15 » گفت : چرا « 16 » مىخندى « 17 » ؟ مسخره « 18 » مدافعت « 19 » مىكرد تا « 20 » الحاح بسيار كرد . آن « 21 » مسخره گفت : مرا عجب مىآيد كه خداوند سبحانه و تعالى بر بندگان خود « 22 » پنج نماز فرض كرده است و من « 23 » پنج نماز كنم و باشد كه در بعضى تقصير رود ، و سر زانوى من به سبب سجود كردن ريش شده « 24 » است و شوخ بسته « 25 » ، و خداوند به جهت كار مردمان روزى هزاربار « 26 » دست
هامش
( 1 ) - بنياد : و ( 2 ) - مج - بر ( 3 ) - بنياد : مراد ، مپ 2 - صاحب حاجت به انجاح مرام ( 4 ) - مپ 2 : او ( 5 ) - مپ 2 + كه اين برآيد ( 6 ) - مج : و وزير را ( 7 ) - مج : گشتى ( 8 ) - متن : بينداختى ، مج و بنياد + و البته مواعيد او ( بنياد : آن ) وفا نشدى و كار كس را ( بنياد : هيچكس ) بر وفق آنچه وعده كردى نپرداختى ( 9 ) - مج : وزير ، بنياد - با وزير ( 10 ) - مپ 2 - رفته ( 11 ) - مج و بنياد + در خدمت او بود و ( 12 ) - بنياد : در او ( 13 ) - مج و بنياد : مىنگريست ( 14 ) - مپ 2 + خنده ( 15 ) - مج - او را ( 16 ) - مج : چه ، متن و مپ 2 : مرا ( 17 ) - مج + و ( 18 ) - مپ 2 - گفت مرا مىخندى مسخره ( 19 ) - بنياد : مداهنت ( 20 ) - مج + چون ( 21 ) - مپ 2 - تا الحاح بسيار كرد آن ( 22 ) - مج - خود ( 23 ) - مج + روزى ( 24 ) - متن و بنياد : گشته ( 25 ) - بنياد - و شوخ بسته ( 26 ) - مج : روزى هزاربار به جهت كار مردمان
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 286 | سديد الدين محمد عوفى / امير بانو مصفا ( كريمى )