تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
ازين شنيدمى « 1 » هرگز به عهد و امان خويش مخالفت نكردمى « 2 » و عمرو سعيد را نكشتمى « 3 » ، و از اينجا مقرر مىشود « 4 » كه « 5 » نقض عهد خصلتى مذموم است و چون صاحب دولت بدين خصلت مذموم موسوم « 6 » شود كس بر وى اعتماد نكند و دلها از وى نفور شود « 7 » و اعتماد دوست و دشمن از وى برخيزد و بدان سبب بناى دولت او منهدم « 8 » و مادهء « 9 » او « 10 » منعدم گردد .

[ حكايت سخن آن مسخره با وزيرى كه به مردم وعدهء دروغ مىداد و تنبه او از سخنان مسخره ]

حكايت ( 6 ) آورده‌اند كه در ايام « 11 » ماضى « 12 » وزيرى بود « 13 » كه امور « 14 » ملك خراسان به رأى او « 15 » مفوض بود و در خدمت ملك آن « 16 » روزگار « 17 » تمكينى « 18 » تمام داشت ، و يكى از عادات « 19 » او آن بودى « 20 » كه هر صاحب حاجتى « 21 » كه به خدمت او آمدى و مهم خود را بوى باز « 22 » گفتى « 23 » و حاجت خود را « 24 » عرضه « 25 » كردى ، او دست بر سينه زدى « 26 » و گفتى كه اين « 27 » كار من
هامش
( 1 ) - مپ 2 : گفتى ، مج : شنودمى ( 2 ) - مپ 2 و مج و بنياد - به عهد و امان خويش مخالفت نكردمى ( 3 ) - مپ 2 : بر هلاك او اقدام ننمودمى ، مج و بنياد : بر كشتن عمرو اقدام ننمودمى ( 4 ) - مپ 2 و مج : شود ، بنياد : شد ( 5 ) - مپ 2 و مج + نكث ( 6 ) - مج : مشهور ، مپ 2 و بنياد - موسوم ( 7 ) - مج : شوند ، بنياد : گردد ( 8 ) - مپ 2 : منهزم ( 9 ) - بنياد + ملك ( 10 ) - مپ 2 - ماده او ، مج : ملك + همى ( 11 ) - بنياد : ايامى ( 12 ) - مج : متقدم ، بنياد - ماضى ( 13 ) - مج + در شهر نيشابور ( 14 ) - مج : اموال ( 15 ) - مج - او ( 16 ) - مج - آن ( 17 ) - مپ 2 : عهد ( 18 ) - مپ 2 : قربتى ، مج و بنياد : مكنتى ( 19 ) - مپ 2 و بنياد : عادت ( 20 ) - مپ 2 و مج و بنياد : بود ( 21 ) - مپ 2 - بر صاحب حاجتى ، بنياد حاجت ( 22 ) - بنياد - باز ( 23 ) - مپ 2 : و مهم خود را بوى بازگفتى ( 24 ) - مپ 2 + بر وى ( 25 ) - مپ 2 : عرض ( 26 ) - مپ 2 : نهادى ( 27 ) - مپ 2 و مج و بنياد - كه اين
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 285 | سديد الدين محمد عوفى / امير بانو مصفا ( كريمى )