ازين شنيدمى « 1 » هرگز به عهد و امان خويش مخالفت نكردمى « 2 » و عمرو سعيد را نكشتمى « 3 » ، و از اينجا مقرر مىشود « 4 » كه « 5 » نقض عهد خصلتى مذموم است و چون صاحب دولت بدين خصلت مذموم موسوم « 6 » شود كس بر وى اعتماد نكند و دلها از وى نفور شود « 7 » و اعتماد دوست و دشمن از وى برخيزد و بدان سبب بناى دولت او منهدم « 8 » و مادهء « 9 » او « 10 » منعدم گردد .
[ حكايت سخن آن مسخره با وزيرى كه به مردم وعدهء دروغ مىداد و تنبه او از سخنان مسخره ]
حكايت ( 6 ) آوردهاند كه در ايام « 11 » ماضى « 12 » وزيرى بود « 13 » كه امور « 14 » ملك خراسان به رأى او « 15 » مفوض بود و در خدمت ملك آن « 16 » روزگار « 17 » تمكينى « 18 » تمام داشت ، و يكى از عادات « 19 » او آن بودى « 20 » كه هر صاحب حاجتى « 21 » كه به خدمت او آمدى و مهم خود را بوى باز « 22 » گفتى « 23 » و حاجت خود را « 24 » عرضه « 25 » كردى ، او دست بر سينه زدى « 26 » و گفتى كه اين « 27 » كار من
هامش
( 1 ) - مپ 2 : گفتى ، مج : شنودمى
( 2 ) - مپ 2 و مج و بنياد - به عهد و امان خويش مخالفت نكردمى
( 3 ) - مپ 2 : بر هلاك او اقدام ننمودمى ، مج و بنياد : بر كشتن عمرو اقدام ننمودمى
( 4 ) - مپ 2 و مج : شود ، بنياد : شد
( 5 ) - مپ 2 و مج + نكث
( 6 ) - مج : مشهور ، مپ 2 و بنياد - موسوم
( 7 ) - مج : شوند ، بنياد : گردد
( 8 ) - مپ 2 : منهزم
( 9 ) - بنياد + ملك
( 10 ) - مپ 2 - ماده او ، مج : ملك + همى
( 11 ) - بنياد : ايامى
( 12 ) - مج : متقدم ، بنياد - ماضى
( 13 ) - مج + در شهر نيشابور
( 14 ) - مج : اموال
( 15 ) - مج - او
( 16 ) - مج - آن
( 17 ) - مپ 2 :
عهد
( 18 ) - مپ 2 : قربتى ، مج و بنياد : مكنتى
( 19 ) - مپ 2 و بنياد : عادت
( 20 ) - مپ 2 و مج و بنياد : بود
( 21 ) - مپ 2 - بر صاحب حاجتى ، بنياد حاجت
( 22 ) - بنياد - باز
( 23 ) - مپ 2 : و مهم خود را بوى بازگفتى
( 24 ) - مپ 2 + بر وى
( 25 ) - مپ 2 : عرض
( 26 ) - مپ 2 : نهادى
( 27 ) - مپ 2 و مج و بنياد - كه اين