تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
عبد الملك « 1 » بستانند . عبد الملك گفت : يا ابا اميه « 2 » أتمكر « 3 » و انت « 4 » فى الحديد « 5 » ، هنوز مكر مىكنى و تو به آهن مقيدى « 6 » ، و اين مثل در عرب ساير « 7 » شد . پس « 8 » چون عبد الملك « 9 » از كار عمرو « 10 » باز « 11 » پرداخت وزير خود را بخواند « 12 » و گفت : رأى تو درين كار كه رفت چه مىبيند « 13 » ؟ وزير گفت : كارى كه رفت آن را در نتوان يافت . عبد الملك الحاح كرد و گفت : صواب و خطاى اين « 14 » كار « 15 » بازنماى . وزير گفت : يا « 16 » امير المؤمنين « 17 » حزم آن بودى « 18 » كه « 19 » او « 20 » كشته شدى « 21 » و تو زنده ماندى . عبد الملك گفت : اينك من زنده‌ام . وزير گفت : زنده نباشد « 22 » كسى « 23 » كه مردمان بيش « 24 » به عهد و امان وى « 25 » اعتماد نكنند « 26 » و از وى ايمن نباشند . عبد الملك پشيمان شد و گفت : اگر اين سخن « 27 » پيش
هامش
( 1 ) - مپ 2 و بنياد - از دست عبد الملك ، مج - و او را از دست عبد الملك ( 2 ) - مپ 2 - گفت يا ابا اميه ، متن : يا اميه ( 3 ) - متن و مپ 2 : أمكروا ، مج : مكر ، بنياد : و المكر كه صورت مصحف اتمكر است ( 4 ) - مج : اتيت ( 5 ) - مپ 2 : الى ان حديد ( 6 ) - مپ 2 : بر من مقيدى و مكر مىكنى ، بنياد : و تو بر من مقيدى ( 7 ) - مج : شايع ( 8 ) - مپ 2 : و ( 9 ) - مج + دل ( 10 ) - مپ 2 : او ( 11 ) - مپ 2 - باز ( 12 ) - متن : خواند ( 13 ) - مپ 2 : درين چه شد بدين كار كه رفت ( 14 ) - مپ 2 و مج : آن ( 15 ) - مپ 2 - كار ، بنياد : را ( 16 ) - متن و مپ 2 - يا ( 17 ) - مپ 2 - امير المؤمنين ، بنياد : امير ( 18 ) - مپ 2 : نيك ، مج : بود ( 19 ) - مج + چون ( 20 ) - مپ 2 و مج + را ( 21 ) - مپ 2 و مج : بكشتى ( 22 ) - مج : باشد ( 23 ) - مپ 2 و بنياد + را ( 24 ) - مپ 2 و مج و بنياد - بيش ( 25 ) - مپ 2 : بر وى + بيش ، بنياد : پيش + آيند و بر قول وى ( 26 ) - بنياد : كنند ( 27 ) - مپ 2 : را
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 284 | سديد الدين محمد عوفى / امير بانو مصفا ( كريمى )