پذيرد . عمرو گفت : راست گفتى كه چنين « 1 » است ، و هر پادشاه « 2 » كه وعده خلاف « 3 » كند و به بدعهدى منسوب شود رعايا بر وى اعتماد نكنند و دوست و دشمن از وى نفور شوند ، و بدين سبب معاويه را كسرى و عظيم « 4 » عرب « 5 » گفتندى « 6 » .
[ حكايت پيمانشكنى عبد الملك مروان با عمرو بن سعيد بن عاص و پشيمانى وى ]
حكايت ( 5 ) آوردهاند كه چون عبد الملك مروان قصد معصب زبير كرد « 7 » و براى دفع او لشكر كشيد « 8 » عمرو بن سعيد « 9 » بن العاص را خليفهء خود « 10 » كرد و خود « 11 » به حرب مصعب رفت ، و چون عبد الملك بدان حرب مشغول شد « 12 » عمرو بن سعيد فرصت را غنيمت شمرد و دم استبداد « 13 » و استقلال زدن گرفت « 14 » ، و مر « 15 » عبد الملك را خلاف كرد و مردمان « 16 » را به بيعت خود خواند و به خلافت بنشست « 17 » . چون خبر به عبد الملك رسيد در حال مراجعت كرد و « 18 » به دمشق آمد « 19 » ، و « 20 » عمرو بن سعيد هنوز ممكّن « 21 » نشده بود « 22 » و دانست كه « 23 » طاقت « 24 » مقاومت او « 25 » ندارد . از وى « 26 » امان خواست و عبد الملك « 27 » او
هامش
( 1 ) - مج - كه چنين
( 2 ) - مج و بنياد : پادشاهى ، بنياد + را
( 3 ) - بنياد : خلاف وعده
( 4 ) - مج - و عظيم ، مپ 2 : عظيم
( 5 ) - مپ 2 - عرب
( 6 ) - مپ 2 : خواندندى ، بنياد - و بدين سبب . . . گفتندى
( 7 ) - متن - قصد مصعب زبير كرد
( 8 ) - متن : بدان حرب مشغول شد
( 9 ) - بنياد : سعد
( 10 ) - متن و مج - خود
( 11 ) - مپ 2 و بنياد - و خود
( 12 ) - مج - عمرو بن سعيد . . . بدان حرب مشغول شد
( 13 ) - متن : استيلا
( 14 ) - مپ 2 - و دم . . . زدن گرفت
( 15 ) - بنياد - مر
( 16 ) - مج : مردم
( 17 ) - متن + و
( 18 ) - متن - و
( 19 ) - متن و بنياد - آمد
( 20 ) - بنياد - و
( 21 ) - مج : متمكن
( 22 ) - مپ 2 - هنوز . . . نشده بود و
( 23 ) - مپ 2 + با وى
( 24 ) - مج + و
( 25 ) - مپ 2 - او ، بنياد : با او
( 26 ) - بنياد - از وى
( 27 ) - مپ 2 - و عبد الملك