و به دست چپ نگريست جمله به حكم فرمان او در « 1 » پيش آمدند « 2 » . عمرو عاص را گفت « 3 » : چگونه مىبينى اين لشكر را « 4 » ؟ عمرو گفت : هرگز مثل اين « 5 » لشكر « 6 » نديدهام ، و گمان نبردم « 7 » كه اين قوم ترا چنين فرمانبردار باشند . معاويه گفت :
چون « 8 » گمان مىنبرى « 9 » ! كه از آنگاه « 10 » باز « 11 » كه امير المؤمنين « 12 » عمر « 13 » رضى اللّه عنه « 14 » مرا امارت شام داد من در ترتيب اين كار بودهام « 15 » . پس گفت : اى عمرو چند « 16 » پندارى كه اين نظام « 17 » خلل پذيرد . عمرو گفت : مدتى « 18 » دير بپايد « 19 » .
معاويه گفت : غلط كردى « 20 » اين همه خلل پذيرد « 21 » در يكروز و در « 22 » يك ساعت . عمرو « 23 » گفت : چگونه ؟ گفت : هرگاه « 24 » كه منصب نه « 25 » به استحقاق « 26 » نعمت و رتبت داده شود ، و در وعده خلاف « 27 » رود ، اين همه نظم و ترتيب خلل
هامش
( 1 ) - مپ 2 و مج و بنياد - در
( 2 ) - مپ 2 - و به دست چپ . . . پيش آمدند
( 3 ) - مج + كه
( 4 ) - متن - را
( 5 ) - مج : آن
( 6 ) - مج - لشكر
( 7 ) - مج و بنياد : نبردهام
( 8 ) - مپ 2 : چه ، مج : مىدانى + كه از چهوقت باز درين كار بودهام . عمرو گفت از آنوقت باز كه امير المؤمنين عثمان را بكشتند گفت غلط كردهاى از آن
( 9 ) - متن و مپ 2 و بنياد : مىبرى ، تصحيح متن قياسى است ، مج - گمان مىنبرى
( 10 ) - مج : وقت ، بنياد : روز
( 11 ) - بنياد : تا امروز
( 12 ) - بنياد - امير المؤمنين
( 13 ) - مج + خطاب
( 14 ) - متن - اللّه عنه ، بنياد - رضى اللّه عنه
( 15 ) - مپ 2 : بودم
( 16 ) - مپ 2 : چنان
( 17 ) - مپ 2 : تظلم + كه ، مج : نظم
( 18 ) - متن - مدتى
( 19 ) - مج : چند برآيد
( 20 ) - مج : كردهاى
( 21 ) - مپ 2 + و
( 22 ) - مپ 2 و مج : بلكه
( 23 ) - مپ 2 و بنياد - عمرو
( 24 ) - متن - گاه
( 25 ) - مپ 2 : برات ، مج : بهوانه ، بنياد : به پهلوانى
( 26 ) - مج : به استخفاف و
( 27 ) - مپ 2 : خلف