و فقها بود او را علت ماليخوليا حادث شد و بدان انجاميد « 1 » كه دعوى نبوت كرد و خلق را به خود « 2 » دعوت كرد « 3 » و خويشتن « 4 » را در معرض كشتن آورد ، و هرچند او را « 5 » گفتند كه ازين دعوى بازگرد « 6 » نبايد كه ترا بكشند ، گفتى :
مرا هيچكس « 7 » نتواند « 8 » كشت و تيغ بر من كارگر نيايد « 9 » ، و مردمان او را به جنون نسبت كردند و از وى اعراض « 10 » نمودند « 11 » و در جملگى احوال او را بيازمودند ، در اعمال « 12 » دينى و دنياوى او را مستقيم ديدند و در هيچنوع در عقل « 13 » او خلل « 14 » نيافتند « 15 » ، و او ازين دعوى برنگشت تا علما به كشتن او فتوى دادند « 16 » و گردن او « 17 » بزدند « 18 » و تيغ بر وى كارگر آمد و ذكر او منقطع شد ؛ و از يكى از حكماى وقت از حقيقت حال وى سؤال كردند . آن حكيم گفت « 19 » كه : مادهء « 20 » سوداى فاسد چون محترق « 21 » شود و بر جميع اجزا مستولى گردد ، ضرر آن در يك فعل از افعال يا يك حال از احوال او پيدا آيد « 22 » و بدين سبب است كه « 23 » احوال « 24 » اصحاب ماليخوليا مختلف است . بعضى
هامش
( 1 ) - متن و مج و بنياد : ادا كرد
( 2 ) - متن : بخويشتن
( 3 ) - بنياد - و خلق را به خود دعوت كرد
( 4 ) - بنياد و مج : خود
( 5 ) - بنياد - او را
( 6 ) - مج : برگرد + و بگذار
( 7 ) - مپ 2 : هيچكس مرا
( 8 ) - متن : نتوان
( 9 ) - مج : كار نكند
( 10 ) - بنياد : احتراز
( 11 ) - مپ 2 - و از وى اعراض نمودند
( 12 ) - متن و مپ 2 : احوال
( 13 ) - مج و بنياد : از عقل او را
( 14 ) - مج : خللى
( 15 ) - مپ 2 - در احوال . . . نيافتند
( 16 ) - بنياد : به فتوى حكم كشتن او كردند
( 17 ) - مج - او ، بنياد : وى
( 18 ) - مپ 2 - و گردان او بزدند
( 19 ) - متن - آن حكيم گفت
( 20 ) - متن : مى ، بنياد :
مرد مج : چون ، تصحيح متن قياسى است
( 21 ) - مج : متحرك
( 22 ) - مپ 2 - و از يكى از . . . پيدا آيد
( 23 ) - مج - است كه
( 24 ) - بنياد : حال