تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
و فقها بود او را علت ماليخوليا حادث شد و بدان انجاميد « 1 » كه دعوى نبوت كرد و خلق را به خود « 2 » دعوت كرد « 3 » و خويشتن « 4 » را در معرض كشتن آورد ، و هرچند او را « 5 » گفتند كه ازين دعوى بازگرد « 6 » نبايد كه ترا بكشند ، گفتى : مرا هيچكس « 7 » نتواند « 8 » كشت و تيغ بر من كارگر نيايد « 9 » ، و مردمان او را به جنون نسبت كردند و از وى اعراض « 10 » نمودند « 11 » و در جملگى احوال او را بيازمودند ، در اعمال « 12 » دينى و دنياوى او را مستقيم ديدند و در هيچ‌نوع در عقل « 13 » او خلل « 14 » نيافتند « 15 » ، و او ازين دعوى برنگشت تا علما به كشتن او فتوى دادند « 16 » و گردن او « 17 » بزدند « 18 » و تيغ بر وى كارگر آمد و ذكر او منقطع شد ؛ و از يكى از حكماى وقت از حقيقت حال وى سؤال كردند . آن حكيم گفت « 19 » كه : مادهء « 20 » سوداى فاسد چون محترق « 21 » شود و بر جميع اجزا مستولى گردد ، ضرر آن در يك فعل از افعال يا يك حال از احوال او پيدا آيد « 22 » و بدين سبب است كه « 23 » احوال « 24 » اصحاب ماليخوليا مختلف است . بعضى
هامش
( 1 ) - متن و مج و بنياد : ادا كرد ( 2 ) - متن : بخويشتن ( 3 ) - بنياد - و خلق را به خود دعوت كرد ( 4 ) - بنياد و مج : خود ( 5 ) - بنياد - او را ( 6 ) - مج : برگرد + و بگذار ( 7 ) - مپ 2 : هيچكس مرا ( 8 ) - متن : نتوان ( 9 ) - مج : كار نكند ( 10 ) - بنياد : احتراز ( 11 ) - مپ 2 - و از وى اعراض نمودند ( 12 ) - متن و مپ 2 : احوال ( 13 ) - مج و بنياد : از عقل او را ( 14 ) - مج : خللى ( 15 ) - مپ 2 - در احوال . . . نيافتند ( 16 ) - بنياد : به فتوى حكم كشتن او كردند ( 17 ) - مج - او ، بنياد : وى ( 18 ) - مپ 2 - و گردان او بزدند ( 19 ) - متن - آن حكيم گفت ( 20 ) - متن : مى ، بنياد : مرد مج : چون ، تصحيح متن قياسى است ( 21 ) - مج : متحرك ( 22 ) - مپ 2 - و از يكى از . . . پيدا آيد ( 23 ) - مج - است كه ( 24 ) - بنياد : حال