او را امان دادند « 1 » . او در حصار بگشاد و ايشان « 2 » به حصار درآمدند « 3 » و نقود و اموال را ضبط كردند ، و از بقاياى « 4 » متابعان او بدين « 5 » غايت « 6 » در روستاهاى ولايت بخارا و سمرقند « 7 » جماعتىاند « 8 » كه ايشان را سپيدجامگان مىخوانند و خود را مسلمان دانند « 9 » و فرزندان خود را قرآن آموزند و لكن هيچكس حقيقت « 10 » اعتقاد « 11 » ايشان نداند و بر كيفيت مذهب « 12 » ايشان كس اطلاع نيابد .
[ خروج مردى به نام محمود مشهور به علوى ايلاقى در زمان ملكشاه و كشته شدن او به امر قاضى مرو ]
حكايت ( 8 ) در عهد سلطان ملكشاه علويى برون آمد كه او را علوى ايلاقى « 13 » گفتندى و نام او محمود بود و از هر جنس « 14 » سخن « 15 » گفتى و چيزى از « 16 » سخنان « 17 » او « 18 » به سخن « 19 » سپيدجامگان مىمانست « 20 » ، و چيزى از مقالات خرمدينان با مقالات مسلمانان مختلط كرده « 21 » بود ، و دعوى دانستن انساب عرب كردى ، و جماعتى از عاميان را به اندك چيزى كه ازيشاى بستدى نسب « 22 » نامه نوشتى و بديشان دادى « 23 » و ايشان را به خاندان نبوت ملحق
هامش
( 1 ) - متن - ايشان او را امان دادند ، مج : فرمان دادند
( 2 ) - مپ 2 - ايشان
( 3 ) - مپ 2 : و در حصار دررفتند
( 4 ) - مپ 2 - بقايا
( 5 ) - مج : تا اين ، بنياد : تا به اين
( 6 ) - مپ 2 : بعضى
( 7 ) - مج + سغد
( 8 ) - مپ 2 و بنياد : هستند ، مج : ماندهاند
( 9 ) - مپ 2 - و خود را مسلمان دانند
( 10 ) - مج - حقيقت
( 11 ) - مپ 2 : مذهب
( 12 ) - مپ 2 :
اعتقاد
( 13 ) - مج : املاعى
( 14 ) - مپ 2 : نوع
( 15 ) - مج : سخنان
( 16 ) - مپ 2 و بنياد - و چيزى از
( 17 ) - مپ 2 : سخن
( 18 ) - مپ 2 و مج + چيزى
( 19 ) - مپ 2 و مج : به سخنان
( 20 ) - مپ 2 : ماننده بود ، مج : مشابهتى داشت
( 21 ) - مج : گردانيده
( 22 ) - متن - نسب ، مج و بنياد : نسبت
( 23 ) - مج - و بديشان دادى