تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
گردانيدى « 1 » ، و « 2 » اين سبب « 3 » كسب « 4 » او بود ، و يكى از هذيانات او آن « 5 » بود كه بهشت را به مردمان فروختى ، و هركه را ديدى « 6 » گفتى : ده كوشك از بهشت به مقدار « 7 » زرى « 8 » معين « 9 » از من بخر و من ضامن توام « 10 » ، و امثال اين خرافات گفتى ، و چون مردمان بر مقالات او وقوف يافتند او را پيش « 11 » قاضى مرو حاضر « 12 » آوردند « 13 » و بر كلمات او كه مستوجب كشتن بود « 14 » گواهى دادند ، و قاضى « 15 » به كشتن او حكم كرد « 16 » و او را بر دار كردند « 17 » ، و اول كسى كه بوى « 18 » سنگ انداخت قاضى ابو محمود « 19 » بود كه قاضى « 20 » مرو « 21 » بود « 22 » و بعد از او « 23 » عبد اللّه صفار بود « 24 » كه مفتى « 25 » عهد بود و مردم بديشان اقتدا كردند تا او « 26 » پاره‌پاره شد « 27 » و مادهء او منقطع گشت .

[ ادعاى پيغمبرى پسر ديوانهء ابو الحسن انبارى و فتواى علما به قتل او ]

حكايت « 28 » ( 9 ) پسر ابو الحسن انبارى « 29 » كه از جملهء « 30 » مبارزان علما « 31 »
هامش
( 1 ) - مپ 2 - و ايشان را به خاندان نبوت ملحق گردانيدى ( 2 ) - بنياد + از ( 3 ) - مپ 2 - سبب ، مج : نسبت ( 4 ) - مج : كسبى ( 5 ) - متن : اين ( 6 ) - مپ 2 - و هركه را ديدى ( 7 ) - مج : به مقدارى ، مپ 2 + چندين ( 8 ) - مپ 2 و مج و بنياد : زر ( 9 ) - مج و بنياد - معين ( 10 ) - مپ 2 : ضامنم ، مج : ضمان شوم ( 11 ) - مج : به حضرت ( 12 ) - مج : احضار ( 13 ) - متن و مج بر كردند ( 14 ) - بنياد : باشد ( 15 ) - بنياد + مرو ( 16 ) - مپ 2 : فتوى داد ، بنياد : حكم بكشتن او كرد ( 17 ) - مج : كرد ( 18 ) - مج و بنياد : بر وى ( 19 ) - مپ 2 و مج : ابو محمد ، بنياد - ابو محمود ( 20 ) - مپ 2 : از ( 21 ) - مج : شهر ( 22 ) - بنياد - كه قاضى مرو بود ( 23 ) - متن و بنياد : وى ، مپ 2 و مج + امام ( 24 ) - مج و بنياد - بود ( 25 ) - بنياد + آن ( 26 ) - مج و بنياد + را ( 27 ) - مج و بنياد : كردند ( 28 ) - مپ 2 - حكايت ، مج + و مر ( 29 ) - مج + را ( 30 ) - مپ 2 - جمله ( 31 ) - مج : عليه ، بنياد : غلبه
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 232 | سديد الدين محمد عوفى / امير بانو مصفا ( كريمى )