[ خروج هاشم بن حكيم مشهور به المقنع در زمان المهدى و گرفتارى و خودكشى وى ]
حكايت ( 7 ) در ايام امير المؤمنين مهدى ، هاشم بن حكيم « 1 » كه او را مقنع خواندندى برون آمد ، و او از اهل مرو بود از ديهى كه آن را گبر « 2 » مردان خواندندى ، و او دعوى خدايى كرد و از جيحون بگذشت و به كش و نسف « 3 » درآمد و به خاقان چين ممانتى « 4 » كرد و از وى مدد خواست و جماعتى از سفيد « 5 » جامگان بر وى جمع شدند و اموال و فروج بر ايشان مباح گردانيد « 6 » و لشكر كه از حضرت امير المؤمنين « 7 » آمده بود جمله را بشكست « 8 » و چهارده سال بر آن نواحى استيلا يافت و طلسمى ساخت و « 9 » در بن « 10 » چاه « 11 » از سيماب نوعى پرداخت كه هرروز كه آفتاب به وسط السماء رسيدى شعاع آن در چاه افتادى و از انجا چيزى برآمدى بر مثال ماه « 12 » سبز و « 13 » روشن « 14 » ، و اين طلسم سبب گمراهى « 15 » جمعى شد ، و چون لشكر « 16 » اسلام بر وى محيط شدند و مدتها او را محصور كردند « 17 » و دانست كه وجه خلاص او متعذر است جماعتى « 18 » كه با او بودند در آن قلعه « 19 » ، ايشان را « 20 » بخواند و گفت : بدانيد كه من به آسمان
هامش
( 1 ) - متن و مپ 2 : حكم
( 2 ) - مپ 2 - گبر
( 3 ) - مپ 2 و مج و بنياد : نخشب
( 4 ) - متن و مپ 2 و مج : مماثلتى ، بنياد : مماثلى . تصحيح متن قياسى است
( 5 ) - مپ 2 : اسفيد ، مج : سپيد
( 6 ) - بنياد ، مج + و مذهب مزدك آشكارا گردانيد
( 7 ) - مج + مهدى
( 8 ) - مج و بنياد : پريشان كرد ، متن - و لشكر كه از حضرت امير المؤمنين آمده بود جمله را شكست
( 9 ) - مپ 2 و بفياد - و
( 10 ) - مج : درون ، مپ 2 - بن
( 11 ) - مپ 2 - چاه ، بنياد : چاهى
( 12 ) - مپ 2 : ماهى ، بنياد : ستاره ، مج - ماه
( 13 ) - متن : سبزى - و ، مپ 2 و بنياد - و ، مج : شيرين
( 14 ) - مج و بنياد + بر مثال ماه
( 15 ) - متن :
گمراه
( 16 ) - مپ 2 و مج و بنياد : لشكرهاى
( 17 ) - مپ 2 - و مدتها او را محصور كردند
( 18 ) - مج و بنياد + را
( 19 ) - مپ 2 و مج : با او از آن قلعه بودند
( 20 ) - مپ 2 - ايشان را