تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
باور نداشته‌اى « 1 » . اكنون عزم آن دارد كه به آتشگاه رود و آتش را خدمت كند و به كيش تو درآيد و لكن « 2 » مىگويد من نمىدانم « 3 » كه متابعان او چنداند . اگر چنان بود كه متابعان او بسيار بود « 4 » و خلق بسيار به مذهب او درآمده باشند تا « 5 » به دلى قوى و املى فسيح به مذهب او درآيم و خروج كنم و شمشير بكشم و هركه نه بر دين او بود « 6 » جمله « 7 » به دين او « 8 » درآورم و اگر او را تبع بسيار نباشد صبر كنم تا تبع او بسيارتر شود « 9 » ، آنگاه دين او آشكارا كنم . قباد با مزدك اين معنى تقرير كرد « 10 » . مزدك گفت : تبع من بسيارست . قباد گفت « 11 » : اسامى ايشان بنويس . مزدك « 12 » اسامى اتباع خود را بر جريده‌اى « 13 » بنوشت و زيادت از دوازده هزار كس « 14 » بودند « 15 » . پس به نوشروان نمود . نوشروان گفت : او « 16 » را بگوى كه اكنون « 17 » نوشروان دين تو به خود « 18 » قبول كرد « 19 » . پس جمعيتى كردند و مزدك « 20 » و قباد بهم بنشستند . نوشروان حاضر آمد « 21 » و
هامش
( 1 ) - متن : ندانسته‌اى ، مج : نداشتى ( 2 ) - مپ 2 + نوشروان ( 3 ) - مپ 2 : مىخواهد كه بداند ( 4 ) - متن : او بسيارند ، مج : او را تبعى بود ( 5 ) - بنياد - تا ( 6 ) - بنياد : تابع دين نبود ، مج : بر دين او نبود ، مپ 2 - اگر چنان . . . و شمشير بكشم + و هركه بدين دين نبود ( 7 ) - مج و بنياد + را ( 8 ) - مپ 2 : همه را بدين دين ( 9 ) - مپ 2 - و اگر او . . . بسيارتر شود ( 10 ) - متن : گفت ( 11 ) - مپ 2 و مج + جريده بياور ، مج : كن ( 12 ) - مج + جريده كرد و ( 13 ) - مپ 2 و بنياد و مج - را بر جريده‌اى ( 14 ) - متن - كس ( 15 ) - مج : برآمد ( 16 ) - مپ 2 : مزدك ( 17 ) - مپ 2 - اكنون ( 18 ) - مج و بنياد - به خود ( 19 ) - متن - كرد ، مج : خواهد كرد ( 20 ) - متن - مزدك ( 21 ) - مپ 2 : بيامد
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 222 | سديد الدين محمد عوفى / امير بانو مصفا ( كريمى )