نظر او مىگذرانيدند و چنان مىنمود كه جمله را تشريف خواهد داد ، و در آن شب « 1 » فرمان داد تا از حوالى سيصد مرد « 2 » بيايند با بيل « 3 » و متين ، تا آن ميدان را پاك كنند . و چون آن مردمان « 4 » آمده بودند جمله را در ميدان كرد و درها بريشان ببست و بفرمود تا دوازده هزار چاه بكندند هريك در عمق « 5 » يك گز و نيم « 6 » ، و چون تمام كردند به خواص خود فرمود تا « 7 » ايشان را محافظت كنند تا هيچكس از ميان ايشان بيرون نرود ، و چون كار چاهها پرداخته شد و اسباب ضيافت ساخته « 8 » فوجفوج از آن جماعت بر خوان مىنشاندند و چون نان مى - خوردند ايشان را مىبردند تا به خزانه روند و « 9 » تشريف بپوشند « 10 » ، و چون تشريف مىپوشيدند « 11 » و در نظر مزدك مىگذشتند به آن ميدان ايشان را « 12 » در مىآوردند « 13 » و چهارصد مرد با سلاح « 14 » ايستاده بودند . پس جمله را برهنه مىكردند « 15 » و سرنگون در « 16 » چاهها مىكردند و خاك بر آن مىانباشتند « 17 »
هامش
( 1 ) - مپ 2 : و پنهان از او
( 2 ) - بنياد : هزار كس
( 3 ) - مج :
اسبان ، بنياد : غيره
( 4 ) - مج : مردان
( 5 ) - بنياد : عميق
( 6 ) - مج :
يك نيم گز ، بنياد : دو ذرع و نيم
( 6 ) - بنياد و مج + و خاك بر سر چاه بگذارند
( 7 ) - مج : چنان
( 8 ) - مپ 2 - و چون كار . . . ضيافت ساخته ، + بعد از آن
( 9 ) - مپ 2 - به خزانه روند و
( 10 ) - مج : پوشانند
( 11 ) - مپ 2 - و چون . . . مىپوشيدند
( 12 ) - متن و مج : و در ميدانشان ، مپ 2 : و در ميدان مىبردند
( 13 ) - متن و مج : مىآوردند ، مپ 2 : درمىآوردند + چون پاى در ميدان مىنهادند
( 14 ) - مج و بنياد + تمام ، مپ 2 + با شمشير كشيده و زره پوشيده
( 15 ) - مپ 2 + و مىكشتند
( 16 ) - مپ 2 و مج + آن ، بنياد + آن چاهها كه كنده بودند مىانداختند
( 17 ) - بنياد : و به خاك مىانباشتند ، مپ 2 - و خاك بر آن مىانباشتند