من شما را از مال غنى گردانم ، و نوشروان را ازين معنى « 1 » در خاطر آمده بود « 2 » و چندكس را از جانبداران خود فرموده بود « 3 » تا شمشيرها در زير جامهها پنهان كرده « 4 » به آتشگاه آمده بودند « 5 » ، چون آنجا « 6 » جمع شدند مزدك به آتش اشارت كرد كه حكم ميان ما چهگويى ؟ آتش آواز داد كه : من ضعيف شدهام و مرا « 7 » از دل و جگر قباد كبابى بايد كه بدهيد « 8 » تا قوت « 9 » يابم و حكومت شما آنگاه « 10 » بكنم . پس در حال آن دوكس « 11 » قصد قباد كرد تا قباد را بكشند پس « 12 » سرهنگان نوشروان شمشيرها بكشيدند و ايشان را منع كردند و خلق بهم برآمد « 13 » و آن مجلس بهم برشكست « 14 » و آن جمع « 15 » متفرق شدند . پس قباد را متيقن « 16 » شد كه مزدك خصم ملك « 17 » اوست . پس آن مؤبد را گفت تدبير كار من چيست ؟ گفت : آنكه « 18 » كار « 19 » را به نوشروان بازگذارى تا آنچه « 20 » صلاح ملك تست آن را رعايت كند . پس روز دگر قباد موبد را « 21 » و مزدك را حاضر آورد « 22 » و از موبد بپرسيد . گفت : آنچه « 23 » مىگويد آن را با عقل مقابله مىكنم و « 24 »
هامش
( 1 ) - مپ 2 : نوشروان از آن
( 2 ) - مپ 2 : آگاه شده بود
( 3 ) - مپ 2 : فرموده
( 4 ) - مپ 2 و مج و بنياد : كرده بودند
( 5 ) - مپ 2 - به آتشگاه آمده بودند
( 6 ) - متن : باتشگاه
( 7 ) - مج - مرا
( 8 ) - مج :
كباب دهيد
( 9 ) - متن و مج : قوتى
( 10 ) - مپ 2 : و حكم ميان شما
( 11 ) - مج : ايشان هردو
( 12 ) - مپ 2 و مج - تا قباد را بكشند پس
( 13 ) - متن : برآمدند ، مپ 2 - و خلق بهم برآمد
( 14 ) - مپ 2 : درهم شكست
( 15 ) - مپ 2 - آن جمع
( 16 ) - مپ 2 : محقق ، بنياد : مقرر
( 17 ) - مپ 2 - ملك
( 18 ) - مپ 2 + اين
( 19 ) - مج + خود
( 20 ) - مج + او
( 21 ) - مپ 2 و مج - را
( 22 ) - مپ 2 : گردانيد
( 23 ) - متن : كه آنچه ، مج + او
( 24 ) - متن و مپ 2 + آن را