تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
چنان كه پايهاى ايشان در هوا مىبود « 1 » و سرها به زير ، و چون از آن پرداخته شدند ، نوشروان مر « 2 » مزدك را گفت « 3 » : اكنون ترا « 4 » بيرون بايد آمد « 5 » تا لشكر خود « 6 » ببينى . پس هرسه بيرون آمدند و چون مزدك « 7 » به ميدان رسيد « 8 » و آنها را بديد « 9 » متحير بماند . پس نوشروان مزدك را گفت : لشكرى را كه تو سرور باشى و امتى را كه تو پيغمبر « 10 » ، تشريفات ايشان « 11 » جز چنين « 12 » نتواند بود « 13 » . پس در پيشگاه ميدان « 14 » دكانى « 15 » بود و در آنجا چاهى فرو برده بودند « 16 » ، مزدك را « 17 » بدان « 18 » چاه فروبردند « 19 » و سنگ و گچ بدان چاه فروفرستادند « 20 » و در آن « 21 » ريختند تا « 22 » محكم شد « 23 » آنگاه گفت « 24 » اى مزدك « 25 » در امت خود مى - نگرد و بر ايشان حكم مى « 26 » كن . پس « 27 » در ميدان باز كردند « 28 » و خلق
هامش
( 1 ) - متن : باشد ، مج و بنياد : مىماند ( 2 ) - مپ 2 و بنياد - مر ( 3 ) - مج + كه ( 4 ) - مج - ترا ( 5 ) - مپ 2 : مىبايد آمدن ( 6 ) - مج + را ، بنياد + غرق درياى خلعات فاخره ( 7 ) - مپ 2 - مزدك ( 8 ) - مپ 2 : رسيدند + مزدك نظر كرد ( 9 ) - مپ 2 : آنهمه خلايق را ديد + كه پايها در هوا كرده ، بنياد : چندين هزار خلق را ديد + كه پايها در هوا كرده بودند از اين مقدمه ( 10 ) - مپ 2 و بنياد + باشى هرآينه ( 11 ) - بنياد - ايشان ( 12 ) - بنياد + نصيب ايشان ( 13 ) - بنياد : نخواهد كرد ، مج : نتوان داد ( 14 ) - متن و بنياد - ميدان ( 15 ) - مج : دو كاريزى ( 16 ) - متن : فروبرد ( 17 ) - متن + تا ميان ( 18 ) - مج : در آن ( 19 ) - مج : كردند ( 20 ) - متن + بدان چاه فروفرستادند و ، بنياد : سرش به گچ و سنگ محكم كردند ( 21 ) - + چاه ( 22 ) - مج + در آن ( 23 ) - مپ 2 و بنياد - محكم شد ( 24 ) - مپ 2 : گفتند ( 25 ) - مپ 2 و مج - اى مزدك ، مپ 2 + تو هم در پيش امتان خود مىباش و ( 26 ) - متن و مج - مى ( 27 ) - مپ 2 + آنگاه ( 28 ) - مپ 2 : كردند