تو چنين « 1 » مىگويى كه مال ميان مردمان بايد كه برابر باشد « 2 » ، و مال زيد بر عمرو مباح بود « 3 » ، و چون مال را مباح كردى اين پل و رباط كه كنند « 4 » ، ثواب آن « 5 » كرا باشد ؟ چو هر فردى را « 6 » از افراد « 7 » ايشان « 8 » در آن مال حق بود « 9 » . ديگر گفت « 10 » : چون زنا « 11 » مباح كردى « 12 » ، و ده كس با يك زن گرد آيند و آن زن حامله شود « 13 » آن فرزند كرا باشد ؟ مزدك متحير شد و جواب او نتوانست گفت « 14 » . پس مزدك را گفت : تو آمدهاى تا نسلها را قطع كنى « 15 » و مال خلق « 16 » پريشان كنى ، و اين شاه كه بر تخت نشسته است فرزند ملك فيروز است و ملك از وى « 17 » ميراث يافته است ، و ملك فيروز از پدر خود به ميراث گرفته بود « 18 » ، و چون به حرم شاه نعوذ باللّه « 19 » چند بيگانه جمع شوند « 20 » و او را فرزندى آيد ، چهگويى ؟ آن فرزند « 21 » از آنكه باشد « 22 » ؟ پس نسل را منقطع كردى ، و همچنين « 23 » بهترى و مهترى بهواسطهء مال ظاهرست ، كه درويش به « 24 » طمع مال توانگر را خدمت كند و توانگر به جهت خدمت در حق درويش
هامش
( 1 ) - مپ 2 - چنين ، مج : چون تو
( 2 ) - متن و مج : بود
( 3 ) - مپ 2 :
عمرو را مباح باشد
( 4 ) - متن و مج - كه كنند ، مپ 2 : كه كند
( 5 ) - متن و مج - آن
( 6 ) - متن : هر وردى ، بنياد - را
( 7 ) - متن : از او را
( 8 ) - مج : درويشان ، بنياد : مردمان را
( 9 ) - مپ 2 - چون هر . . . حق بود
( 10 ) - متن و مج : و
( 11 ) - متن و مج : زنان
( 12 ) - مج : باشند ، مپ 2 :
بود
( 13 ) - مپ 2 + و فرزند آيد
( 14 ) - مپ 2 : و فروماند
( 15 ) - مج - را قطع كنى
( 16 ) - مپ 2 : مسلمانان ، مج : مالهاى مردمان را
( 17 ) - مپ 2 + به
( 18 ) - متن : گرفته ، مج : گرفت
( 19 ) - متن - شاه نعوذ باللّه ، مج : با حرمشان
( 20 ) - متن : آيند
( 21 ) - متن : فرزندان
( 22 ) - متن : باشد ، مج - از آن
( 23 ) - متن و مج - همچنين
( 24 ) - متن :
بر