جملهء اديان باشد ، و مزدك را تمناست « 1 » كه آن مرد « 2 » او باشد « 3 » ، و « 4 » غلط كرده است كه اين كار پيغامبرى به تمنا برنيايد « 5 » ، و نيز چنان نشان دادهاند كه « 6 » آن پيغامبر « 7 » از عرب باشد « 8 » و مزدك از عجم است ، و آن مرد آتشپرستى براندازد و او « 9 » عبادت آتش مىفرمايد « 10 » ، و آن مرد « 11 » حرمت مال « 12 » چون حرمت خون دارد ، و او مال را مباح مىكند ، و آن مرد « 13 » نظر بر زنان نامحرم حرام كند و او « 14 » جماع « 15 » حلال كرده است ، و پادشاه بايد كه او را خصم ملك خود داند و به قول او التفات نكند . ازين سخنان « 16 » شكى و شبهتى « 17 » در دل قباد متمكن شد « 18 » ، و روز ديگر قباد مزدك را بخواند و موبدان را حاضر آورد « 19 » و آن موبد پارسى را حاضر كرد « 20 » ، و مزدك بيامد و بر « 21 » كرسى زرين « 22 » نشست .
آن موبد گفت : اى مزدك از خداى بترس و دين و مال و نسب مردمان « 23 » را به زيان مياور ، و از تو يك سؤال كنم مرا جواب ده . گفت : بگو « 24 » . گفت :
هامش
( 1 ) - مج : تمنا مىباشد
( 2 ) - مپ 2 : كس
( 3 ) - مپ 2 : است ، مج : بود
( 4 ) - متن + آن
( 5 ) - متن و مج و بنياد - كه اين كار پيغامبرى به تمنا برنيايد
( 6 ) - متن و مج و بنياد : از بهر آنكه
( 7 ) - متن و مج و بنياد : مرد
( 8 ) - متن و مج و بنياد : بود
( 9 ) - مج + به
( 10 ) - مپ 2 - و او عبادت آتش مىفرمايد
( 11 ) - مپ 2 : پيغامبر
( 12 ) - مپ 2 + مسلمانان
( 13 ) - مپ 2 و مج : پيغامبر
( 14 ) - مج + وقاع و كسب
( 15 ) - مپ 2 + را
( 16 ) - متن و مج : سخن
( 17 ) - متن - شبهتى
( 18 ) - مپ 2 : افتاد
( 19 ) - متن : كرد ، مج : احضار كرد
( 20 ) - متن :
آورد ، مج : آوردند
( 21 ) - متن : مزدك را ، مج - بيامد و بر
( 22 ) - متن - زرين ، مج : زر
( 23 ) - مپ 2 : و حرم مسلمانان ، مج - را
( 24 ) - متن و مج : چيست