مبرت واجب دارد « 1 » و چون درويش را « 2 » بر مال توانگر دست مطلق بود « 3 » با او برابر باشد ، پس مهتر با كهتر « 4 » و پادشاه با « 5 » رعيت برابر و يكرنگ « 6 » باشد .
پس دانستم « 7 » كه آنچه تو خلق را « 8 » بدان « 9 » دعوت مىكنى سبب فناى ملك و پادشاهى است ، از خاندان شاهان « 10 » عجم « 11 » ، و سبب خرابى عالم « 12 » . مزدك متحير شد . قباد گفت « 13 » : جواب او بگوى . مزدك گفت : جواب « 14 » آنست كه بفرمايى تا « 15 » در حال گردن او « 16 » بزنند . قباد گفت : بىحجتى و برهانى من « 17 » هيچكس را نكشم . مزدك گفت « 18 » : جواب او آتش گويد ، و از آن مجلس برخاستند .
روز ديگر مزدك به آتشگاه آمد و گفت : صواب كار « 19 » من آنست كه قباد را بكشم ، و تبع بسيار دارم و هيچكس قصد من نكند « 20 » . پس دوكس از خدمتگاران خود را فرمود تا شمشيرها با خود بياوردند و ايشان را بر سر راه نشاند « 21 » و گفت « 22 » :
همينكه آتش به كشتن قباد اشارت كند شما « 23 » بىتوقف او را « 24 » بكشيد كه « 25 »
هامش
( 1 ) - مپ 2 - و توانگر . . . واجب دارد
( 2 ) - متن و مپ 2 - را
( 3 ) - متن و مپ 2 + پس
( 4 ) - مپ 2 و مج : مهترى و كهترى ، مپ 2 + برخاست و لشكرى مدد پادشاه كردن و شمشير از بهر وى زدن به اميد مال مىزند چون بر مال و خزانه پادشاه دست مطلق باشد آن نكند
( 5 ) - مج : و
( 6 ) - متن و مپ 2 - يكرنگ
( 7 ) - مپ 2 : دانستيم ، مج و بنياد - دانستم
( 8 ) - مپ 2 - را
( 9 ) - مپ 2 : بوى ، مج و بنياد : بدان خلق را
( 10 ) - متن - شاهان
( 11 ) - مپ 2 - شاهان عجم
( 12 ) - مپ 2 + است
( 13 ) - متن + كه
( 14 ) - مج + او
( 15 ) - متن : كه
( 16 ) - مج - او
( 17 ) - مپ 2 و مج - من
( 18 ) - متن + كه
( 19 ) - مپ 2 و مج - كار
( 20 ) - مج : نتواند كرد
( 21 ) - مج : بر راه كرد ، مپ 2 - بر سر راه نشاند
( 22 ) - مج - و گفت
( 23 ) - مج - شما
( 24 ) - مج - او را
( 25 ) - مج :
و