تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
گفت : اى پسر مرا كه پدر توام « 1 » چرا خلاف « 2 » مىكنى ؟ گفت : اقتدا به تو كردم « 3 » كه تو پدر خود را « 4 » خلاف كردى « 5 » . قباد از گفت « 6 » نوشروان « 7 » در خشم شد و گفت : اگر كيش مزدك قبول كردى رستى ، و اگر « 8 » حجت « 9 » بر بطلان آن مذهب قوىتر دارى بيار « 10 » ، و الا ترا سياستى فرمايم كه جملگى خلايق را عبرت باشد « 11 » . نوشروان گفت : مرا چهل روز مهلت ده تا بطلان مذهب او به برهانى قاطع « 12 » بر تو روشن گردانم « 13 » و اگرنه ، بعد از آن كيش او قبول كنم « 14 » . پس از پيش پدر برون آمد و قاصدى در حال به پارس فرستاد به شهر كوار « 15 » به نزديك موبدى كه آنجا نشستى « 16 » ، و هيچكس در آن عهد از وى داناتر نبود ، و او را استدعا كرد ، و چون چهل روز بگذشت مزدك به سراى قباد آمد و نوشروان را طلب كرد « 17 » و از وى « 18 » جواب خواست . نوشروان گفت : من در آن تدبيرم . مزدك گفت : كار از تدبير گذشت « 19 » ، وقت آنست كه دين قبول كنى و الا « 20 » به كشتن خود رضا دهى . نوشروان گفت : امروز روز چهلم است و
هامش
( 1 ) - مپ 2 - مرا كه پدر توام ( 2 ) - مپ 2 + پدر ( 3 ) - مج : اى پدر اقتدا به تو چرا كنم ( 4 ) - متن و مج - را ( 5 ) - متن و مج + لاجرم من ترا خلاف كردم ( 6 ) - مپ 2 و مج - گفت ( 7 ) - مپ 2 : او ( 8 ) - مج + نه ( 9 ) - مپ 2 : حجتى ( 10 ) - مج : از حجت او بيار ، مپ 2 - و اگر حجت . . . بيار ( 11 ) - مپ 2 : كه عبرت جملهء مردم بود ( 12 ) - مج : قطعى ، مپ 2 - او به برهانى قاطع ( 13 ) - مپ 2 و مج : كنم ( 14 ) - متن و مج : و بعد از چهل روز ما كيش او قبول كنيم و اگرنه ، مج : و الا حكم سياست پادشاه را باشد ( 15 ) - متن : كول ، مج : لوك ( 16 ) - مپ 2 : بودى ( 17 ) - مج : كردند ( 18 ) - مپ 2 - و از وى ( 19 ) - مپ 2 : گذشت ، مج : بگذشت ( 20 ) - مپ 2 : و يا
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 214 | سديد الدين محمد عوفى / امير بانو مصفا ( كريمى )