عالم « 1 » آن « 2 » آتش را فرمان دهد « 3 » تا با من سخن گويد و مصلحت دين و دنيا بديشان نمايد « 4 » ، تو از اندرون نقب آواز ده كه صلاح يزدانپرستان ايران زمين در آنست كه سخن مزدك را بر كار گيرند « 5 » تا نيكبختى دو جهان يابند « 6 » . پس ملك قباد با موبدان به وعدهگاه « 7 » كه كرده بودند « 8 » به نزديك آتش رفتند و مزدك را بخواندند ، و مزدك بر كنار آتشگاه بايستاد « 9 » و به آواز بلند گفت : الهى اگر من فرستادهء توام اين « 10 » آتش را « 11 » به سخن آر تا بر حقيقت دين « 12 » من شهادت را « 13 » اقامت كند . چون اين كلمه « 14 » بگفت ، آن معتمد او كه « 15 » در اندرون نقب بود « 16 » آواز « 17 » بداد همچنانكه او را تلقين كرده بود « 18 » ، و چون ملك و موبدان آن « 19 » بشنيدند « 20 » ملك در تقرب مزدك مبالغتها نمود و « 21 » درجهء او را بلند گردانيد ، و بفرمود تا كرسى زرين بر تخت ملك بنهادند « 22 » ، و در روزى كه قباد بر تخت « 23 » بودى مزدك بر آن « 24 » كرسى زرين نشستى چنان كه از پادشاه « 25 » بلندتر بودى و
هامش
( 1 ) - مپ 2 : تعالى ، مج - عالم
( 2 ) - مج : اين
( 3 ) - مج : ده
( 4 ) - مپ 2 - و مصلحت . . . نمايد
( 5 ) - مپ 2 : بر كار بندند
( 6 ) - متن :
باشد ، مپ 2 : يابد
( 7 ) - مپ 2 و مج : به موعد
( 8 ) - مج + بيامد و
( 9 ) - مج : آمد
( 10 ) - متن و مج - اين
( 11 ) - متن و مپ 2 + با من
( 12 ) - متن و مج - دين
( 13 ) - مج - را
( 14 ) - مپ 2 : كلمات
( 15 ) - مپ 2 - او كه
( 16 ) - مپ 2 و مج - بود ، مج + بر آنچه
( 17 ) - متن : آوازى
( 18 ) - مپ 2 : چنان كه او را تلقين كرده بود ، مج : بر آنچه تلقين كرده بود آواز داد
( 19 ) - مپ 2 و مج - آن
( 20 ) - مج + و ، مپ 2 + كه همچنين است كه مزدك مىگويد
( 21 ) - مپ 2 - و در تقرب مزدك مبالغتها نمود و
( 22 ) - مپ : آوردند
( 23 ) - مج : روزى كه بار قباد
( 24 ) - مپ 2 - آن
( 25 ) - متن : پادشاهان