گفتند : گواه بر پيغمبرى تو چيست « 1 » ؟ مزدك گفت : آتش گواه من « 2 » است و من از خداى عز و جل درخواست كنم « 3 » تا آتش را كه قبلهء عبادت شماست با شما به سخن آرد « 4 » و به « 5 » صدق مقال « 6 » من گواهى دهد چنان كه ملك و حاضران جمله « 7 » بشنوند . ملك از موبدان پرسيد كه شما چه مىگوييد اندرين « 8 » ؟ ايشان جواب دادند « 9 » كه : درين سخن او خللى نمىبينيم « 10 » و ما را به كتاب ما مىخواند و « 11 » در بطلان دين زردشت سخن نمىگويد ، و در زندواستا سخن « 12 » هست كه هريك را ده معنى است و هر موبدى در آن تفسيرى مىگويند ، و آتش در سخنآوردن « 13 » مقدور بشر نيست « 14 » . اگر آتش با وى به سخن آيد ما را يقين گردد كه وى پيغمبرست به حق « 15 » و گرويدن بوى « 16 » بر ما لازم آيد « 17 » . پس مزدك روزى « 18 » از جهت اظهار آن مخرقه كه در لباس معجزه به خلق مىنمود « 19 » معين كرد .
پس يكى « 20 » را از معتمدان خود در نقب فرستاد « 21 » و تلقين چنان « 22 » كرد كه هرگاه كه من در آتشكده به آواز بلند « 23 » مناجات كنم و درخواهم كه « 24 » آفريدگار
هامش
( 1 ) - مپ 2 - و گفتند . . . چيست
( 2 ) - متن - من
( 3 ) - مپ 2 :
درخواستم
( 4 ) - مپ 2 و مج : آيد
( 5 ) - مپ 2 : بر
( 6 ) - مپ 2 - مقال
( 7 ) - مپ 2 - جمله ، مج : سخن او
( 8 ) - مپ 2 : شما در اين چه گوييد ؟
( 9 ) - مپ 2 و مج : گفتند
( 10 ) - مج + از بهر آنكه او
( 11 ) - متن - و
( 12 ) - مپ 2 و مج : سخنان
( 13 ) - مج : و در سخنآوردن آتش
( 14 ) - مپ 2 - كه درين سخن او . . . مقدور بشر نيست
( 15 ) - مج : پيغامبر بر حق است
( 16 ) - متن و مج : بر وى گرويدن
( 17 ) - مج : ما را لازم و واجب گردد
( 18 ) - مج - روزى
( 19 ) - مپ 2 :
نمايد
( 20 ) - مج : و آنروز يكى
( 21 ) - مپ 2 : كرد ، مپ 2 + او را
( 22 ) - مپ 3 - چنان
( 23 ) - مپ 2 - بلند
( 24 ) - مج + اى