تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
خويشتن را به سداد قول و وفور امانت و فرط « 1 » ديانت و خويشتن‌دارى و نكوكارى به مردم فروخت « 2 » ، و غلامى چند « 3 » بخريد و ايشان را بفرمود تا از سرايى كه مسكن او بود « 4 » تا به آن آتشگاه « 5 » كه معبد ايشان بود « 6 » نقبى بريدند « 7 » چنان كه كسى راست « 8 » در آنجا توانستى شد « 9 » ، و سران « 10 » موضع « 11 » به نزديك « 12 » آتش رسانيد « 13 » ، و سوراخى باريك بكردند « 14 » چنان كه اگر كسى در اندرون نقب « 15 » بودى ضرر « 16 » آتش به وى نرسيدى و اگر سخنى بگفتى مردمان كه گرد آتش بودندى پنداشتندى كه آتش سخن مىگويد « 17 » . پس دعوى « 18 » نبوت كرد و گفت من به رسالت آمده‌ام « 19 » تا دين زردشت را تازه كنم و معنى زندواستا « 20 » كه بر مردمان پوشيده است « 21 » به تقرير رسانم « 22 » و شرح دهم « 23 » . چون آن سخن به سمع ملك قباد رسيد ، اعيان و اركان دولت و مشاهير و علماى حضرت « 24 » خود را بخواند تا مزدك آن سخن « 25 » در حضور ايشان بازگفت . پس « 26 » از وى برهان طلبيدند و
هامش
( 1 ) - مپ 2 - فرط ( 2 ) - مپ 2 : به دو نمود ، بنياد : نمود ( 3 ) - متن + را ( 4 ) - مپ 2 : سراى خود ( 5 ) - مج : تا به آتشگاهى ( 6 ) - مج + در زمين ( 7 ) - مپ 2 : بردند ، مج : بزدند ( 8 ) - متن : با اسب ( 9 ) - متن - شد ، مپ 2 - چنان كه كسى راست در آنجا توانستى شد ، مج - راست در آنجا توانستى شد ( 10 ) - مپ 2 + نقب ( 11 ) - مپ 2 : به موضع ( 12 ) - مپ 2 - بنزديك ( 13 ) - مپ 2 : رسانيدند ( 14 ) - مپ 2 - و سوراخى باريك بكردند ( 15 ) - مج - نقب ( 16 ) - مج : شرر ( 17 ) - مج : آواز او از آن سوراخ بشنيدى ، مپ 2 - و اگر سخنى . . . سخن مىگويد ( 18 ) - متن : دعوت ( 19 ) - مپ 2 : مرا برسالت فرستاده‌اند ( 20 ) - مپ 2 : سخنان زردشت ( 21 ) - متن : بنشسته ، مج : مشبته شده است ( 22 ) - مپ 2 : تقرير كنم ( 23 ) - مپ 2 و بنياد - و شرح دهم ( 24 ) - مج - و علماى حضرت ( 25 ) - مج : تا اين سخن را مزدك ( 26 ) - مج - پس