و اشتياق خانه و جايگاه « 1 » او را در حركت آورد تا « 2 » روى « 3 » به ولايت عجم نهاد « 4 » و گمان برد كه هرآنچه او را در زمين « 5 » تركستان ميسر شد « 6 » جايى دگر « 7 » همان ميسر گردد ، و در مدت غيبت او اردشير پادشاه بود و او پرىوار « 8 » درگذشته بود ، و پسر او هرمز « 9 » به پادشاهى رسيده « 10 » و او نيز درگذشته « 11 » بود و چون مانى به زمين عجم آمد و خلق را دعوت كردن گرفت بهرام او را بخواند و گفت : تو چه ملت دارى و اعتقاد تو چيست ؟ او اعتقاد خود بيان كرد كه :
درويشى بهتر از توانگرى ، و روح انسان « 12 » در قفص كالبد « 13 » محبوس است « 14 » و چون نفس منقطع شود آن مرغ از اين قفص و آن عزيز ازين زندان « 15 » خلاص يابد « 16 » . پس بهرام گفت : پيش تو « 17 » مرگ بهتر از زندگانى است « 18 » ؟ گفت مرگ آدمى را به حيات جاودانى رساند و اين حيات فانى « 19 » مشوبست « 20 » به هواها و شهوتها « 21 » . بهرام گفت : پس مرگ تو بهتر « 22 » از زندگانى تست ، و ما « 23 » به قول تو كار خواهيم كرد « 24 » و روح تو « 25 » از زندان « 26 » تن تو خلاص
هامش
( 1 ) - مپ 2 - و جايگاه ، مج + خويش
( 2 ) - مپ 2 : و
( 3 ) - مج :
روزى
( 4 ) - مپ 2 : خود آورد
( 5 ) - مپ 2 - زمين
( 6 ) - متن :
شود
( 7 ) - مج : جاى ديگر
( 8 ) - متن و مج - پرىوار
( 9 ) - مپ 2 :
و هرمز پسر او ، مج : بهرام
( 10 ) - مپ 2 : جاى او بود
( 11 ) - مج - و او نيز درگذشته
( 12 ) - مج : انسانى
( 13 ) - متن - كالبد
( 14 ) - متن و همه نسخه بدلها : محسوست ، تصحيح قياسى است
( 15 ) - مپ 2 - و آن عزيز ازين زندان
( 16 ) - مج : خواهد يافت
( 17 ) - مپ 2 - پيش تو
( 18 ) - مپ 2 : به بود
( 19 ) - مپ 2 + نيست
( 20 ) - مج : منسوبست
( 21 ) - مپ 2 - مشوبست به هواها و شهوتها
( 22 ) - مج : به
( 23 ) - مج + با تو
( 24 ) - متن : كردن ، مج : كنيم
( 25 ) - مپ 2 و مج + را
( 26 ) - مپ 2 - زندان