و بياض « 1 » به پوست « 2 » ميانهء بيضهء مرغ مىمانست « 3 » و « 4 » در آن درج صورتهاى عجيب نقش كرد « 5 » ، و صورت هر جنايتى « 6 » و عقوبت آن جنايت بر آن نقش كرده بود « 7 » و در مدت يك سال آن را پرداخت « 8 » و تمام كرد « 9 » و همانوقت « 10 » ميعاد « 11 » آن درج مصور « 12 » در دست گرفت و برون آمد « 13 » و گفت : من به خدمت « 14 » خداى آسمان بودم و او مرا فرمود تا احكام او را قايم گردانم « 15 » ، و اين كتاب خدايست .
و چون خلق آن را بديدند و همگنان از مثل آن « 16 » عاجز بودند « 17 » لاجرم او را باور داشتند و « 18 » تصديق كردند و آن را ارتنگ « 19 » مانى مىخواندند و آن « 20 » در ميان خزاين پادشاهان چين « 21 » تا درين وقت « 22 » باقى مانده « 23 » است و بيشترين « 24 » اهل چين و تبت و بعضى از اهل « 25 » هندوستان دين او قبول كردند « 26 » ، و چون در آن بلاد كار او ساخته شد « 27 » و مقصود او به حصول پيوست « 28 » آرزوى وطن اصلى
هامش
( 1 ) - متن + و ساعد
( 2 ) - مج : پوست + تنگ
( 3 ) - مج - مىمانست ، مپ 2 : ماننده بود
( 4 ) - مپ 2 : و ، مج : پس
( 5 ) - متن و مج عجب كرد
( 6 ) - بنياد : حالى
( 7 ) - مپ 2 - و صورت . . . كرده بود
( 8 ) - متن : پرداخته گردانيده ، مج : پرداخته
( 9 ) - متن و مج : تمام كرده
( 10 ) - متن و مج + كه
( 11 ) - متن و مج + او بود بيرون آمد
( 12 ) - مپ 2 - مصور
( 13 ) - متن و مج : گرفته بود
( 14 ) - مپ 2 + و درگاه
( 15 ) - مپ 2 : كنم ، مج : اقامت فرمايم
( 16 ) - مپ 2 : او
( 17 ) - مج : آمدند
( 18 ) - متن و مج - باور داشتند و
( 19 ) - متن : نيك
( 20 ) - مپ 2 + را
( 21 ) - مپ 2 + ففغور
( 22 ) - مپ 2 - تا درين وقت
( 23 ) - مپ 2 - مانده
( 24 ) - مج : بيشتر
( 25 ) - متن - اهل
( 26 ) - مپ 2 - و بيشتر . . . قبول كردند
( 27 ) - مپ 2 - ساخته شد
( 28 ) - مج : محصل گشت