تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
را از راه ببرد . و در راه چين « 1 » و كوههاى او « 2 » بسيار مىگشت و بر يك جاى قرار نمىگرفت و در اثناى آن « 3 » سير وقتى به شق « 4 » كوهى رسيد و معلوم كرد كه در بيخ « 5 » آن كوه فضايى فسيح « 6 » و آبهاى روان است و مدخل آن تنگنايى دارد پس آن « 7 » موضع را اختيار كرد و حيله كرد تا يك ساله « 8 » طعام و ملبس « 9 » خود در آنجا برد و چنان كه هيچكس را از آن خبر نبود . پس يك روز « 10 » اصحاب خود را گفت كه « 11 » : من به آسمان خواهم رفت و خداى عز و جل مرا خوانده است « 12 » و يك سال آنجا خواهم بود و چون سر سال بود « 13 » به فلان روز بايد كه شما در پاى فلان كوه « 14 » جمع شويد و اسبى بياريد تا من بيايم « 15 » و از مراشد « 16 » دين و معالم « 17 » شريعت خود شما را اعلام دهم . پس « 18 » ناگاه « 19 » بدان غار درشد و بدان جايگه كه قوت يك سال « 20 » راست كرده بود و مهيا گردانيده ببود « 21 » ، و درجى بزرگ « 22 » بر شكل كاغذى « 23 » مهيا كرده بود كه « 24 » در تنكى و صفا
هامش
( 1 ) - مپ 2 - راه چين ( 2 ) - مپ 2 : انجا ( 3 ) - مج - آن ( 4 ) - مپ 2 : شكاف ( 5 ) - مج : ته ، بنياد : سر ، مپ 2 : تنه ( 6 ) - مج : وسيع ( 7 ) - متن - آن ( 8 ) - متن و مج : يك سال ( 9 ) - مپ 2 - و ملبس ( 10 ) - متن و مج - يك روز ( 11 ) - متن و مپ 2 - كه ( 12 ) - مپ 2 - و خداى عز و جل مرا خوانده است ( 13 ) - مپ 2 : شد ، مج : شود ( 14 ) - متن و مج : بر در اين غار ( 15 ) - مج : برون آيم ( 16 ) - مپ 2 : مراسم ( 17 ) - مج : محاسن ( 18 ) - متن + او ، مج + وى ( 19 ) - مج : ناگاهى ( 20 ) - مج : و آنجا يك ساله قوت ( 21 ) - مپ 2 - و بدانجايگه گردانيده ببود ، مج - و مهيا گردانيده ببود ( 22 ) - مپ 2 - بزرگ ( 23 ) - مپ 2 : بزرگ كاغذى + طومار ، مج : كاغذ ( 24 ) - متن و مج - كه