حرامست و نشايد زيادت از قوت يكروزه نهادن « 1 » و زيادت از « 2 » لباس يكسال نشايد « 3 » ، و زيادت از يك زن « 4 » داشتن حرام بود ، و عشر ملك به « 5 » صدقه دادن واجبست « 6 » و سبع عمر روزه داشتن و سفر پيوسته كردن از براى دعوت « 7 » ، نه از براى تجارت « 8 » و با دوستان مواسا كردن و ياران بسيار گرفتن « 9 » . و چند كتاب را تصنيف كرد چون حله « 10 » كه بر حروف ابجد نهاده است بر بيست و دو حرف ، و كتاب شابورقان ، و كنز الاخيار « 11 » و سفر الجبابره « 12 » و سفر الاسرار ، و چنين دعوى مىكرد كه من آن فارقليطم « 13 » كه عيسى عليه السلام « 14 » به قدوم او بشارت داد ، و من ختم پيغمبرانم و آنچه عيسى عليه السلام فرمود من شارح آنم « 15 » . و چون شاپور از حال او آگه شد او را از مملكت خويش بيرون كرد و گفت : هرگاه كه تو در مملكت من آيى من ترا هلاك كنم « 16 » . او به زمين هندوستان « 17 » به طريق « 18 » كشمير و تبت رفت « 19 » ، و اهل تبت و تركستان او را قبول كردند ، و به هندوستان « 20 » بتان ساخت و به تصوير و تزريق « 21 » ايشان خلق
هامش
( 1 ) - متن - نهادن
( 2 ) - متن و مج - زيادت از
( 3 ) - متن و مج :
كه يكسال كفايت باشد
( 4 ) - مج : سال
( 5 ) - متن و مج - به
( 6 ) - مج : باشد
( 7 ) - مج + را
( 8 ) - مج + را
( 9 ) - مپ 2 - و ياران بسيار گرفتن
( 10 ) - مج : حيله
( 11 ) - متن : ان الاخبار ، مپ 2 و مج و بنياد : كنز الاحياء ، ضبط صحيح از فرهنگ معين است
( 12 ) - متن و مج و بنياد : سفر الجايزه ، صورت متن منقول از فرهنگ است
( 13 ) - مپ 2 :
كسم
( 14 ) - مپ 2 - عليه السلام
( 15 ) - مپ 2 - و انچه . . . شارح آنم
( 16 ) - مپ 2 و مج - و گفت هرگاه . . . هلاك كنم
( 17 ) - مج + شد و جمعى را آنجا دعوت كرد و قومى بسيار او را متابعت كردند و از هندوستان
( 18 ) - مپ 2 - به طريق + به ، مج : به طرف
( 19 ) - متن - رفت
( 20 ) - مپ 2 و مج - بهندوستان
( 21 ) - متن : توريق كه مسلما محرف تزريق است ، مج و مپ 2 : تزوير ، بنياد - تزريق