و او را در آن علم مهارتى به كمال بود « 1 » . و يكى از كمال علم او آن بود « 2 » كه يكتاى حرير بازكشيدى كه طول آن بيست گز بودى ، پس قلم « 3 » برگرفتى و دايرهاى « 4 » بكشيدى « 5 » و پرگار بر آن « 6 » نهادى و بگردانيدى ، يكذره تفاوت نكردى .
و او شاگرد قارون حكيم بود و احكام ترسايان و مغان و ثنويان « 7 » نيكو دانستى .
پس در روزگار شاپور « 8 » اردشير بيرون آمد و دعوى پيغمبرى كرد و گفت :
بيان علم و حكمت و ارسال به اعمال خير « 9 » در هر « 10 » عهدى « 11 » آفريدگار عالم جل و علا به يكى از فرستادگان « 12 » خويش مخصوص گردانيد « 13 » ، و در عهد گشتاسف ، زردشت را به زمين فارس « 14 » فرستاد و در عهدى دگر عيسى را به زمين عرب « 15 » و درين وقت مرا به « 16 » پيغامبرى بشما فرستاد و گفت : نور و ظلمت قديم است و كشتن حيوان حرام « 17 » است و رنجانيدن درويشان و جانوران حرام « 18 » ، و درويشى به از توانگرى و قمع حرص و شهوت و رفض « 19 » دنيا و زهد همچنين نيكوست « 20 » . دگر از ناموسهاى او آن بود كه گفت « 21 » : ذخيره
هامش
( 1 ) - مپ 2 - و او را در آن علم مهارتى به كمال بود
( 2 ) - متن - و يكى از كمال علم او آن بود
( 3 ) - متن و مج : قلمى
( 4 ) - متن و مج :
خطى
( 5 ) - مج + چنان كه آن خط از يك تار حرير تجاوز نكردى و دايره بقلم بركشيدى
( 6 ) - متن و مج + جا
( 7 ) - مپ 2 - ثنويان
( 8 ) - مج + ابن
( 9 ) - مپ 2 - باعمال خير
( 10 ) - متن - هر
( 11 ) - مج + كه
( 12 ) - مپ 2 : فرشتگان
( 13 ) - متن و مپ 2 : گرداند
( 14 ) - مپ 2 - فارس
( 15 ) - متن و مج + فرستاد
( 16 ) - متن - به
( 17 ) - متن - حرام
( 18 ) - مپ 2 - و رنجانيدن درويشان و جانوران حرام
( 19 ) - مج - رفض
( 20 ) - مج - همچنين نيكوست
( 21 ) - مپ 2 - و قمع حرص . . . آن بود كه گفت