خالد بود . در خدمت امير المؤمنين عرضه داشت كه خالد « 1 » مردى كافى است اما دروغگوى است و بر دروغگوى اعتماد نباشد . به جهت رضاى تو بر « 2 » عيساى موسى « 3 » دروغى « 4 » گفت شايد « 5 » كه به جهت « 6 » رضاى دگرى در خدمت تو هم خيانت « 7 » كند . چون منصور از موريانى اين سخن بشنيد در دل او افتاد « 8 » و خالد را به پارس فرستاد و آن هيجده كس را از بغداد « 9 » هريك به نوعى بيرون كرد و همه در آن سفرها هلاك شدند ، و به سبب آن « 10 » دروغ هيچكس باز « 11 » خانه خود نتوانست « 12 » آمد و السلام .
[ دروغى كه ابو الحسن ربيعه جامى نديم قابوس گفت و رانده شدن او از درگاه امير ]
حكايت ( 17 ) آوردهاند كه ابو الحسن بن ربيعة الجامى « 13 » جوانى فاضل و هنرمند بود و اشعار بسيار ياد داشت و از اصناف هنر بهرهمند بودى « 14 » . وقتى به خدمت امير قابوس بن وشمگير پيوست ، و « 15 » قابوس اگرچه « 16 » مردى « 17 » نازك طبع « 18 » و ملول « 19 » بود و ليكن « 20 » اهل فضل را دوست داشتى و مجالست او با ايشان بودى . چون بر « 21 » اهليت ربيعه وقوف يافت « 22 » او را تربيت كرد و در خدمت خودش ساكن گردانيد « 23 » و از « 24 » محتشمان گرگان گشت ، و ليكن او
هامش
( 1 ) - مج + هرچند
( 2 ) - مپ 2 : مر
( 3 ) - مپ 2 + را
( 4 ) - مج : دروغ
( 5 ) - مج : نبايد
( 6 ) - مپ 2 - جهت
( 7 ) - مپ 2 :
همچنين
( 8 ) - مپ 2 : گرفت
( 9 ) - مپ 2 - از بغداد
( 10 ) - متن - آن
( 11 ) - مپ 2 : به
( 12 ) - مج : باز نتوانست
( 13 ) - مپ 2 :
انجاتى
( 14 ) - مپ 2 - و از اصناف هنر بهرهمند بودى
( 15 ) - متن + اگرچه
( 16 ) - متن و مپ 2 - اگرچه
( 17 ) - مپ 2 و متن + بود بزرگ ، مپ 2 + بزرگ
( 18 ) - مج - طبع
( 19 ) - مج + طبع ، مپ 2 - ملول
( 20 ) - متن و مپ 2 - و ليكن
( 21 ) - مج : از
( 22 ) - مپ 2 - يافت
( 23 ) - مپ 2 - و در خدمت خودش ساكن گردانيد
( 24 ) - متن - از