مردى دروغگوى « 1 » بود و لافزن ، و چند كرت در پيش قابوس دروغها گفته بود و قابوس را معلوم گشته « 2 » و « 3 » اغماض كرده بود « 4 » و انرا بر وى « 5 » ظاهر نگردانيده « 6 » ، تا روزى اتفاق افتاد كه قابوس شعرهاى « 7 » خلفا را « 8 » مىخواند و از ابو الحسن ربيعه پرسيد كه از شعرهاى « 7 » خلفا كدام خوشترست ؟ ابو الحسن گفت شعر مأمون . قابوس گفت : غلط كردهاى كه شعر مأمون چندان ذوق و متانت « 9 » ندارد . ابو الحسن « 10 » گفت امير « 11 » را سهو افتاده است . هيچ شعر را « 12 » آن متانت « 13 » و تناسب الفاظ و رقت معانى نيست « 14 » كه شعر او راست « 15 » . قابوس برنجيد و گفت : دروغ مىگويى كه چندان سخن « 16 » ركيك و الفاظ « 17 » نامنتظم و معانى نامرتب « 18 » كه او گفته است هيچكس نگفته است ، و ابو الحسن را « 19 » بار دگر دروغگوى خواند « 20 » . او « 21 » كوفته « 22 » خاطر گشت و گفت شايد كه امير اشعار او « 23 » نخوانده باشد ، و من از « 24 » اشعار او پنج « 25 » هزار بيت ياد دارم . قابوس
هامش
( 1 ) - مپ 2 - دروغگوى
( 2 ) - متن + بود
( 3 ) - مپ 2 و مج :
و ليكن
( 4 ) - متن : كرده ، مپ 2 : كرد
( 5 ) - مپ 2 - انرا بر وى
( 6 ) - مپ 2 : نمىكرد
( 7 ) - متن : اشعار
( 8 ) - متن و مپ 2 - را
( 9 ) - متن : مناسبت ، مپ 2 : مثابت
( 10 ) - مج - ابو الحسن
( 11 ) - مج :
تو
( 12 ) - مپ 2 - را
( 13 ) - مپ 2 : مثابت + ندارد
( 14 ) - مج :
دقت معانى ، مپ 2 - رقت معانى نيست
( 15 ) - متن و مپ 2 - راست
( 16 ) - مپ 2 : سخنان
( 17 ) - مپ 2 + هاى
( 18 ) - مپ 2 - معانى نامرتب
( 19 ) - مپ 2 - ابو الحسن را ، مج - را
( 20 ) - مپ 2 :
استبداد كرد ، مج : او را دروغگوى خواند
( 21 ) - مج : و
( 22 ) - مپ 2 :
گرفته
( 23 ) - مپ 2 - او ، مج + بيشتر
( 24 ) - متن - از
( 25 ) - مج + شش